فایل کامل رمان نذار دنیارو دیوونه کنم PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان نذار دنیارو دیوونه کنم PDF دارای ۳۹۲ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان نذار دنیارو دیوونه کنم PDF :
میخوام قصهی دختری رو بگم که زیر بار نفرت مردی نفس کشید؛ مردی که گذشتهشو از دست داده بود و فکر میکرد این دختر دزدش کرده. دختری که شد کلفت خونهی کسی که تا دیروز حتی جرات نداشت نگاش کنه با اخم. روزگار تلخ میچرخه، بیملاحظه و بیرحم; اما همیشه چیزایی هست که سر راه آدم سبز میشن. چیزایی که میتونن دوباره یه دختر شکسته رو، که زیر مشت و لگد مردی یخزده و مغرور لال شد، گیر بندازن.
تکه ای از فایل کامل رمان نذار دنیارو دیوونه کنم PDF
گذشت، اما در تمام این چند روز این دختر نه گریه کرد و نه حرفی زد و رامبد جوان متعجب بود، نه متأسف. سرش هنوز باندپیچی بود و جای کبودیها روی دستها و صورتش دل میسوزاند برایش، اما; نه رحمی در چهرهی این جوان گستاخ بود، نه مهربانی! با غیظ نگاه از پانیذ گرفت و سرگرم جواب دادن به تسلیتهای مردم شد; اما پانیذ متحیر بود، این اتفاقات را باور نداشت. بعد از آن شب کذایی که رامبد بیرحمانه به جانش افتاده بود، انگار قدرت آوایش را از دست داده بود، چون اصلاً یک کلمه هم نمیتوانست حرف بزند و گریههایی که روزی آب میکرد دل رضای دوستداشتنی را، حالا یک قطره هم پایین نمیآمد. و صداهایی که به قصد آزارش پچپچ میشد در گوش دیگران! غصه در دلش کوه میشد، قد میکشید تا آسمان، چون درخت نگاه برمیداشت از این نامرامیهایی که خون او را میخواستند در جام نفرتشان بنوشند!
روی خاک سرد که تن رضای دوستداشتنی را در خود بلعیده بود دست کشید و بدون آنکه صدایش بالا بیاید در دل گفت: چقدر زود رفتی عمو جون، ببین اینایی که براشون پانیذ دختر خوب عمو رضا بود حالا چطور دارن نگام میکنن؟ ببین چشماشون که نفرت داره، عمو من چیکار کردم غیر از زندگی کردن؟ فقط خواستم شاد بمونم، کار بدی بود؟ حق نبود؟ تن و بدن کبودم و ببین شکایت ندارم از کسی که مهرشو دارم، اما حقم نبود، بود؟ دیوونهام که دوسش دارم وقتی ازم متنفره، آره؟ خب تربیتشدهی شمام، میبخشم زود، اما اینم ببخشم؟ تن کبودمو؟ صورت داغونمو؟ سر شکستهمو؟ صدای رفتهمو؟ اشکایی که دیگه نمیباره، روا؟ عمو دلتنگتونم. چرا رفتین؟ به خدا دق میکنم تو این خونه، تنهام عمو تنهام، تو این قومی که نمیدونم چه خوابی برام دیدن تنهام. نگاه مردی شیکپوش و میانسال که مانند کالای مفاخر نگاهش بدجور آزارش میداد.
خندهدار بود میان آن هم نفرت، این نگاه خریدارانه! با احساس دستی که گرمیش مرهم تن رنجورش شد، نگاه داغدیدهاش را از خاک سرد گرفت و به کسی که بالای سرش ایستاده بود دوخت؛ زیبا بود، دختر مغرور و صد البته مهربان این قوم! کسی که همه به تکبر و غرور میشناختنش و کسی جز پانیذ ندید و نفهمید دل این دختر چقدر بزرگ و مهربان است، انقدر که داغ عشقش اگر سر به رسوایی مینهاد، گوش فلک را کر میکرد و او مهر کوبید به دل و دهان تا سر نرود این صبر ایوبی! زیبا با لبخندی محو گفت: پاشو، همه دارن جمع میکنن میرن خونه. گفت؟ وقتی صدایش بالا نمیآمد که حرف بزند، چه میزیبا گفت: پانیذ صدامو میشنوی؟ با توام، پاشو دختر. پانیذ بلند شد، پشت مانتوی سیاهش را تکاند، سرش گیج میرفت. هنوز جای که سرش به دیوار خورد درد میکرد، اما «آخ» گفت، هم حرام بود برای این قوم!
زیبا زیر بازویش را گرفت و گفت: هنوز درد داری آره؟ پانیذ سکوت کرد، حرف میزد؟ مگر آوایی از گلویش بیرون میآمد؟ زیبا گفت: پانیذ چته شده؟ چرا حرف نمیزنی؟ الان سه روزه که هیچ حرفی نزدی، به قطره اشک نریختی؟ حالت خوبه؟ خوب نبود، اصلاً! قدمهایش مست بود که صدای رباب گوشش را پر کرد: «زیبا مامان بیا دیگه، چیه چسبیدی به این؟ این شد آن پانیذهایی که تا رضای دوستداشتنی بود گوهر گوهر از دهانشان میریخت.» پانیذ مساوی با این! دلشکستن هنر فراگیری شده بود، کاش او هم بلد بود! زیبا اخم کرد به مادرش، کاش درک میکرد مادرش این دختر تنهاشدهی رنجور را! زیبا بیاهمیت به حرف مادرش، پانیذ را به سوی هاچبک آبیرنگش برد، با احتیاط او را سوار ماشین کرد، خم شد کمربندش را زد و خود پشت فرمان نشست و حرکت کرد. زیبا گفت: حیف خودم خونه ندارم وگرنه حتماً میبردمت پیش خودم از دست اینا. ***
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
