فایل کامل رمان طلایه PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان طلایه PDF دارای ۴۶۹ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان طلایه PDF :

طلایه، دختری با اصالتی اهوازی که به همراه خانواده‌اش در اصفهان زندگی می‌کند، در خانواده‌ای مذهبی و مقیّد بزرگ شده. یک روز، دعوت‌نامه‌ای از طرف دوستش برای شرکت در جشن تولدی می‌گیرد. با اینکه مادرش ابتدا مخالف است، طلایه با اصرار و التماس بالاخره رضایت او را جلب می‌کند. با دل خوش و ذوق‌زده راهی مهمانی می‌شود، اما به‌محض ورود، متوجه فضای ناسالم و ناپسند آنجا می‌گردد. تصمیم می‌گیرد هرچه زودتر محل را ترک کند. وقتی موضوع را با دوستش، فریبا، در میان می‌گذارد، فریبا با بهانه‌های مختلف جلوی رفتن او را می‌گیرد;

تکه ای از فایل کامل رمان طلایه PDF

در حالی که درد عجیبی در وجودم زبانه میکشید چشم هایم را که هنوز سنگین بود گشودم در وجودم هیچ و علی نبود ابروهایم خشک شده و سرم حسابی سنگینتر از بدنم شده بود. بعد از اون بالاخره چشم هایم موقعیت جدید رو تشخیص داد. آه از نهادم براومد. به سختی برخاستم و لباسم رو مرتب کردم به عمق فاجعه پی بردم اشک بی پروا بر صورتم روان شده بود و من حتی نمیدونستم با اون همه بدبختی و آشفتگی چیکار کنم. دختری که همیشه به اخلاقیات اهمیت میداد و برای گوهر پاک وجودش خیلی بیشتر از بقیه چیزها ارزش قائل بود حالا همه چیز رو ویران شده میدید. دختری که حفظ پاکدامنی اش رو از هر چیزی در دنیا مقدس تر میدونست حالا همه ی وجودش چه جسمش و چه روحش خدشه دار شده بود و خود را در منجلایی بی پایان می دید که برای نجات هیچ جای دست و پا زدن نداشت.

اونچه در مخیله ام هضم میشد زلزله ای ویرانگر برای افکار و ذهنیت های وجودیم شده بود. باوری که همیشه برای خودم از نجابت و پاکدامنی ساخته بودم به یکباره در نهایت قساوت ویرون شده و در یک کلام زندگی برایم به پایان رسیده بود و فقط آرزوی مرگ داشتم و نمیتونستم پیش خودم سر بلند کنم با اینکه من تقصیری نداشتم ولی پیکان تقصیرها رو به جانب خودم میگرفتم چون هرگز نباید به همچین مهمانی قدم میگذاشتم. ولی گاهی اوقات انسان ها در مختصه ای قرار میگیرند که برای فرار از اون به تونل میانبری که به پرتگاه ختم میشه حتی فکر هم نمیکنند و و من اون شب برای رسیدن به موقع به هیچ چیز دیگه فکر نکرده بودم در دام هزاران بار بر خودم لعنت میفرستادم ولی به اون اعتها و به اون همه فحش و ناسزا که به خودم کار میکردم هیچ فایده ای نداشت. منی که همیشه با خودم فکر میکردم

کسایی که به همچین سرنوشت شومی دچار میشن و در چشم به هم زدنی دامنشون نگه دار میشه فقط دخترای فراری و کلا کسایی هستن که از بطن مادر ناپاک به دنیا اومدن و شاید هر موقع حرف از چنین کسایی به وسط میوند با غروری کاذب چنان اونا رو بی بند و بار و بی آبرو میخواندم که انگار اونا از به کره ای دیگه اومدن و ما از کره ای پاک و نجیب هستیم. هیچوقت به این مسئله به این شکل فکر نکرده بودم که هر آن همچین خطری برای خودم هم هست یعنی اصلا فکر نمیکردم به همین راحتی به چنین عاقبتی گرفتار بشم هر چند ناخواسته و بی تقصیر ساعت از دو و نیم صبح هم گذشته بود زار و درمانده نشسته بودم که چه باید بکنم چطور میتونستم به روی خانواده ام نگاه کنم اگه آقاجونم میفهمید فقط مرگ رو شایسته ی من میدونست و اگه مامانم متوجه میشند.

وای بر من حتی فکر کردن بهش هم برام سخت بود. نقسم از گریه بالا نمیومد اشکان خیلی راحت و بیخیال در اتاقی به خواب رفته بود و هنوز همون لباس مهمونی برو به تن داشت لحظه ای چنان از او منتظر شدم که میخواستم با دستام خفه اش کنم. ولی تا همینجای کارهم به اندازه ی کافی بدبخت شده بودم دیگه خون سنگ به گردن گرفتن چاره ای برام نمیشد. باید از اون جا فرار میکردم ولی به کجا؟ لحظه ای از دهنم گذشت که دیگر به خانه نروم وقتی خانواده ام میفهمیدند خودشون بیرونم میکردند تازه اگر سرمو نمیبریدند. ولی باز با خودم فکر کردم که لزومی نداره اونا بفهمند چه به سرم اومده دخترایی که من همیشه به چشم به بهشون می نگریستم خیلی راحت در خانواده هاشون زندگی میکردند و اونا هم هیچوقت متوجه نمیشدند. نمونه ی اول رو کم از همکلاسی هام نشنیده بودم.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.