فایل کامل رمان عسل PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان عسل PDF دارای ۵۱۵ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان عسل PDF :
عسل، دختری هفدهساله است؛ دختری که سالها با درد و سکوت، مشکلات خانوادگی را تاب آورده. اما حالا وقتش رسیده که با تلخترین فصل زندگیاش روبهرو شود: طلاق پدر و مادرش. قرار است مادر برود; و عسل بماند با خانهای ساکت، پدری خسته، و جای خالی مادری که برایش همهچیز بود. از این پس، باید یاد بگیرد با نبودنش کنار بیاید حتی اگر دلش هزاربار در روز برای آغوش او تنگ شود;
تکه ای از فایل کامل رمان عسل PDF
خواستم چیزی بگویم، اما با دست اشاره کرد ساکت بمانم و گفت: من میخواستم بدون تو بر گردم، با قلبی شکسته و قسم خوردم که فراموشت کنم، اما آن شب در فرودگاه احساسی به من میگفت که نباید بروم، آن جا هیچ کس در انتظارم نیست و با توجه به شرایط روحی که داشتم رفتن برایم غیر ممکن شد. آخر میدانی آن چه آن روز در حمام دیدم یک حادثهی طبیعی نبود، کمتر کسی میتواند در زندگی شاهد چنین صحنهی دردناکی باشد که متاسفانه من بودم و آن تاثیر خیلی بدی بر روحیهام گذاشت، برای همین تصمیم گرفتم مدتی به جنوب بیایم تا از شر افکار مزاحم خلاص شده و با روحیهی خوبی بازگردم. بردیا برای آوردن قهوه دقایقی کوتاه مرا تنها گذاشت و وقتی بازگشت شروع به نوشیدن قهوهی داغ کرد، نمیدانم چه احساسی داشت! شاید از چشمان پریشان من فهمیده که چقدر در هم شکسته ام.
هنوز هم چون گذشته نگاهم میکرد، همانند آن روز که شیشهی ماشین را پایین داده و به چشمانم خیره شده بود. نگاهش همان حس را داشت، اما انگار چیزی در وجودش با این احساس میجنگید و هر حرف یا حرکتی از سوی من او را پریشانتر میکرد. دلم میخواست از آنجا رفته و ادامهی حرفهایش را نمیشنیدم، اما من که جایی را نمیشناختم. به راستی گم شدن در خیابانهای یک شهر غریب بهتر از گم شدن در افکار مردی نبود که روزی دوستت داشته و حالا نمیداند چه احساسی دارد! سر انجام در حالیکه قطرات اشک در چشمانش غوطهور شده بود، شروع به گفتن کرد. خیلی آرام و شمرده حرف میزد، انگار میترسید آرامشی که بین ما به وجود آمده از میان برود. – وقتی به این شهر آمدم، مستقیما راه همین خانه را در پیش گرفتم، چون این جا خانهی مادری من است و خیلی در آن احساس آرامش میکنم.
پس از رسیدن خودم را در اتاقی حبس کرده و یک هفته غذا نخوردم، شاید باور نکنی که مردی هم سن من آنقدر احساسی عمل کند، اما من واقعا دل شکسته و مغلوب بودم. دلم میخواست دوباره به بهانهای برگردم پیش تو و با تو زندگی کنم. دنیای من آن روزها فقط تو بودی و تو، به تو فکر میکردم به چشمان سیاهت که کمتر همانندش را آن جا دیدهام، شاید بهتر باشد بگویم اصلا ندیدهام، اما یک منطق به من میگفت بردیا به خانهی نادر بر نگرد آنجا کسی منتظر تو نیست وتو با عشقی که در سینه داری… با ثروت… با التماس و گریه یا حتی با اجبار نمیتوانی او را رام خودسازی. عسل آنقدر صادقانه و مصمم نفرتت را به من فهماندی که دیگر جای هیچ شکی نبود. وقتی فهمیدم من آنقدر نفرت انگیزم که تو مرگ را به زندگی با من ترجیح دادی از خودم احساس تهوع پیدا کرده و سردردهای تنشی حتی برای لحظهای رهایم نمیکردند
مثل یک جسم بدون جان روی تخت افتاده و گذر لحظههای پوچ وخالی را تماشا میکردم. به خیالم مرد رویاهایت میشوم و تو برای داشتن من شک نمیکنی اما! عسل تا به حال شده فکر کنی هیچ هستی! آن شب یلدا دلم میخواست دوباره از عشق بگویم ولی آن چشمان سیاه به من گفتند برو و من به این جا آمدم، تا این که یک شب که خسته و عصبی رانندگی میکردم به یک دختر زده و وحشت زده او را به بیمارستان رساندم، خوشبختانه به جز چند شکستگی در استخوان دست راستش اتفاق دیگری برای او نیفتاد، اما همین حادثه زمینهی آشنائی من و صحرا را فراهم کرد، هم چون تو نجیب و دوست داشتنی! با خودم فکر کردم که او میتواند همسر ایده آلی برایم باشد و در واقع این گونه هم شد. چند روز پیش برای دیدن خواهرش به شهر شما رفت، اما من به خاطر خاطرات بدی که در آن جا داشتم همراهیاش نکردم.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
