فایل کامل رمان تابوتم را میخواهم PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان تابوتم را میخواهم PDF دارای ۱۲۸۷ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان تابوتم را میخواهم PDF :
«تابوتم را میخواهم» روایت تلخ دختریست که به دست کسی فروخته شد که سالها پناهش بود؛ زنی که او را بزرگ کرد، زنی که “مادر” صدایش میزد; اما مهر مادری جای خود را به خیانت داد. او را فروخت، به مافیایی بیرحم؛ مثل کالایی بیارزش. حالا در تاریکی شبها و سکوت روزها، تنها چیزی که از او باقی مانده، جملههاییست که زیر لب زمزمه میکند: ازش متنفرم; لطفاً کتکم نزن; کی تموم میشه;
تکه ای از فایل کامل رمان تابوتم را میخواهم PDF
با صدایی که سعی میکرد کاملا دلخور و ناراحت به نظر بیاید آرام گفت: _ اشکال نداری آقای ازدمیر، تقصیر خودمه! دیگه هر جایی که دعوتم کنن، براحتی قبول نمیکنم که برم! آدای وقتی شنید که گلسا او را با فامیل و آقا صدا میکند و آنطور حرف میزند متوجه شد که دخترک از دستش ناراحت شده است. عصبی نفس عمیقی کشید: _ گفتم که گلسا، واقعا منظوری نداشتم فک کنم اشتباه متوجه حرفم شدی! گلسا بعد از مدتی سکوت به آرامی گفت: _ ببخشید من گفتم که بیرون از خونهام، کار دارم! خدانگهدار آقای ازدمیر! بعد گوشی را قطع کرد. همان طور که اشکهایش را پاک میکرد به دنبال شمارهی سجکین گشت باید به او میگفت اصلا دوست نداشت بعدا داد و هوارهایش را بشنود. آدای تلفن را قطع کرد و عصبی آن را روی میز کارش انداخت. با عصبانیت نگاهی به اطراف انداخت: _ خوبه ازش عذرخواهی کردم! اصلا چرا اینقدر ناراحت شد؟
در نهایت همان طور که خودش را روی مبل میانداخت گفت: _ لعنتی! پسر بچه به سمتش رفت و رو به رویش ایستاد: _ کی میاد پیش من؟ آدای نگاهش کرد. باریش وسیله خوبی بود تا دوباره به سراغش برود. تلفنش را برداشت و به دستیارش زنگ زد: _ از کسایی که گذاشتی مواظب دختر سورا باشن بپرس اون الان دقیقا کجاست و زود بهم خبر بده! آدای بار دیگر به حرفهایش فکر کرد. او گفت که بیرون از خانه است و من باریش را ببرم تا همدیگر را ببینند پس احتمالا از دوقلوها آن اطراف خبری نیست اما کجا رفته که میتواند در آن ما را هم ببیند؟ _ بیا بشین اینجا چند دقیقه دیگه میبرمت پیش اون دختر! باریش با قدمهای کوچکش به سمت او رفت. نمیتوانست روی مبل بشیند برایش بلند بود پس آدای خودش او را بغل کرد و کنار خودش گذاشت. نگاهی به عروسک خرگوشی سیاه رنگ در بغلش انداخت: _ نمیدونستم عروسکها رو دوست داری؟
پسر بچه با لبهای ورچیده و خیلی تند تند گفت: _ نه خیر، من عروسکها رو دوست ندارم. من فقط خرگوشها رو دوست دارم، خرگوش سیاه مثل این! بعد همانطور که عروسک را به خودش میفشرد با اخمی کمرنگ به آدای زل زد: _ تو نمیتونی با اون دوست بشی، اون فقط دوست منه! _ عه، کی گفته اونوقت؟ _ خودش گفت، گفت تنها دوست من میشه! تازه گفت من خوشگلم و بانمکم! مطمئنم اینا رو به تو نگفته! با اخم به آدای نگاه میکرد. همان طور که خندهای میکرد نگاهی به پیامک آمده رو ی تلفنش کرد: _ خب، تو اصلا اسم دوستت رو میدونی؟ اسمش چیه؟ پسر بچه کمی فکر کرد. به یاد نمیآورد: _ اسم دوستت گلسا هست، گلسا! بعد همان طور که پسر بچه را بغل میکرد و به سمت در میرفت گفت: _ الان میریم پیش گلسا! _ میریم خونهی گلسا؟ _ نه متاسفانه اونجا رامون نمیدن! _ چرا؟ ولی گلسا گفت که من میتونم برم پیشش!
آدای بیحوصله شد: _ بسه، اینقدر سوال نپرس! سوار ماشین دو دره مشکیاش شد. خودش پسر بچه را روی صندلی گذاشت و در را بست و همان طور که به آدرس توی گوشی نگاه میکرد به سمت در راننده رفت و سوار شد. _ الو، اونجا داره دقیقا چیکار میکنه؟ _ سلام آقا، روزتون بخیر! _ خب علیک، حالا جوابم رو بده! _ اولش آقا هی میرفت طبقه بالا هی میومد پایین میخندید و خیلی خوشحال به نظر میومد ولی الان یه گوشه توی مغازه نشسته و ناراحت به نظر میاد. با دستیار اول سجکین سورا که اسمش رئوف هست اومد. خودشون در فروشگاه رو باز کردن اینطور که پیداست احتمالا خریده باشن فروشگاه رو! _ گفتی مغازهی گل فروشی هست؟ _ آره، یه فروشگاه لاکچری گل و اینا هست! _بعد آقا نمیدونم کی بهش زنگ زد که آخرش دیگه با گریه گوشی رو قطع کرد و باز گوشی… _خب بسه! متوجه شدم! و بعد گوشی را قطع کرد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
