فایل کامل رمان حقیقت تلخ PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان حقیقت تلخ PDF دارای ۱۹۶ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان حقیقت تلخ PDF :
این رمان جلد دوم رمان پایان تلخ است. روایت از زبان راوی دنبال میشه؛ جایی که دو شخصیت اصلی یعنی حوریه و ایلیا، آرامآرام وارد زندگی هم میشن. حوریه، دختر هجدهسالهایه خجالتی و آروم، که برای گذروندن دوره کارآموزی عکاسی، با ایلیا و عموی مهربونش، شاهو، همکاری میکنه. این همکاری، آغاز ماجراییست که کمکم پرده از رازهایی پنهان برمیداره; اما نقش امیرحسین در این ماجرا چیه؟ چه رابطهای بین اون، ایلیا و حوریه وجود داره؟ و مهمتر از همه، چه حقیقتهایی در پس این روابط نهفتهست؟ حقیقتهایی که تلخن; شوکآور، دردناک، و غیرقابل پیشبینی. برای کشفشون، فقط یه راه هست;
تکه ای از فایل کامل رمان حقیقت تلخ PDF
دستش رو نوازش گونه روی صورتش توی عکس کشید… طاقت نیورد… با گریههای بیامان تموم پنجرهها رو بست و وارد تنظیمات شد… های مخفی رو غیرقابل نمایش کرد و در لب تاب رو بست… گوشیش رو از روی عسلی برداشت و با گریه و عجله شماره برادرش رو گرفت… بعد از چند تا بوق جواب داد: جانم؟ الو… گریه هاش شدیدتر شد… برادرش نگران شد و گفت: الو؟ جانم؟ چی شده چرا گریه میکنی؟ داداش؟ جان داداش؟ اتفاقی افتاده؟ حرف بزن دختر نصفه عمر شدم… عکساش، عکساش توی پوشه حوریه ست… سکوت برقرار شد… تنها صدایی که سکوت رو میشکست صدای گریههای مادر حوریه بود… دایی نفس عمیقی کشید و گفت: همه چیزو فهمید… حوریه هر روز میبینش! مادر دستش رو جلوی دهنش گرفت تا صدای هق هقش بالاتر نره… صدای دایی توی گوشش زنگ میزد: اون دیر یا زود پیداتون میکنه…
بهتره تا خودش نفهمیده تو براش بگی! نه… نه من نمیتونم… نمیخوام حوریه چیزی بدونه! «راست میگفت… بالاخره پیدامون کرد! با غیض به کیسه بوکس مشت میکوبید و داد میزد: نامرد… اهمیتی به دستای خونیش نداد و همچنان مشت میکوبید… دستاش از شدت ضربه هاش به گزگز افتاده بود باید دستکش میپوشید! اما دلش خون بود… دوست داشت درد جسمی کمی از درد روحش کم کنه… نعره کشید: من دوستت داشتم… چرا بهم نگفتی؟! معدش تیر کشید… چهرش در هم شد! اعتنا نکرد… عرق از سر و روش میبارید و محکمتر مشت میکوبید و داد میزد: بیمعرفت… بیمعرفت! مشت آخر رو محکمتر کوبید و بند بند دستش تیر کشید… زیر لب نالید: آخ… خم شد و دستش رو فشرد… درد معده هم شده بود قوز بالا قوز… عصبی مشت دستش رو به دیوار کنار دستش کوبید و فریاد زد: خدااا… درد مهلکی توی دستش پیچید…
نفسش برید! ولو شد روی زمین و نالید: آخ… توی خودش جمع شد و به دیوار تکیه داد… رکابی سفید رنگش خونی شد… از شدت درد چشماش رو به هم فشرد و بیشتر توی خودش مچاله شد… با صدای آلارم تماسش چشماش رو باز کرد… دست باند پیچی شدش رو دراز کرد و گوشیش رو برداشت… باز هم دستش تیر کشید… چهرش از درد در هم شد… تماس رو وصل کرد و گوشی رو به گوشش نزدیک کرد، صدای پر انرژی حوریه توی گوشی پیچید: سلام شاهو جونم… کجایی؟ چرا نیومدی آتلیه؟ دلم برات تنگ شده… لبخند کم جونی روی لبهاش نشست… با صدای گرفته فقط تونست بگه: خونم… صدای حوریه نگران شد: حالت خوبه؟ چی شده؟ خوب نیستم… بیا پیشم!ِد میگم چی شده؟ هر دفعه باید قسمت بدم تا حرف بزنی؟ شاهو بیجون و بیصدا خندید و گفت: فقط بیا پیشم… خیلی خب آدرسو بده میفرستم برات… و تماس رو قطع کرد…
آدرس رو براش اسام اس کرد و گوشی رو پرت کرد روی عسلی… چشماش رو بست و منتظر اومدن حوریه شد… خودش هم نفهمید کی چشماش گرم شد و بالاخره بعد از یه شب سخت و افتضاح خوابش برد… با عجله از پلهها دوید بالا و رو به روی واحد شاهو ایستاد… با نگرانی چند بار زنگ در رو فشرد و بعد از چند دقیقه در باز شد… حوریه با دیدن قیافه رنگ پریده و آشفته شاهو کپ کرد… تا خواست حرفی بزنه توی آغوش شاهو فرو رفت… شاهو حوریه رو محکم به خودش فشرد و نفس عمیق کشید… آخ آرامشم… بازم شدی آرامشم… خودت نه! بدلت; حوریه با نگرانی شاهو رو هل داد و گفت: حالت خوبه؟ چرا رنگت پریده؟ شاهو با لبخند کم جونی به صورت حوریه خیره شد… حوریه شاهو رو پس زد و وارد خونه شد… در رو بست و کفشاش رو در اورد… نگاهش خورد به دست باند پیچی شدهی شاهو… دستش رو جلوی دهنش گرفت.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
