فایل کامل رمان نقطه ویرگول PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان نقطه ویرگول PDF دارای ۱۲۴۰ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان نقطه ویرگول PDF :
این داستان، سرگذشت دو انسان است که هر یک در جادهی پرپیچ و خم زندگی شکست خوردهاند، اما تقدیر آنها را در نقطهای مشترک به هم میرساند. سپیده، زنی که پس از از دست دادن نوزادش در تلخی و ناامیدی غرق شده است، زندگیاش را بیارزش میبیند و به فکر پایان دادن به آن است. در سوی دیگر، شادمهر، وارث بزرگی است که برای ادامهی نسل خود و دستیابی به میراث خانوادگیاش به زنی نیاز دارد که بتواند فرزندی برایش بیاورد. این دو، در لحظهای اتفاقی و در بحرانیترین نقطه زندگیشان به هم برخورد میکنند؛ درست وقتی که سپیده تصمیم به پایان دادن به زندگیاش گرفته، شادمهر وارد میشود و سرنوشت مسیر دیگری را برای هر دو رقم میزند;
خلاصه فایل کامل رمان نقطه ویرگول PDF
زن جوان حتی نمیتوانست خودش را جمع کند، چه برسد به جنازه ی فرزندش را برای اولین بار برای گفتن خبر مرگ کسی مکث کردم. پدر بچه ت کجاست خانوم؟ انگار واقعاً امیدوار شده بود که بچه اش نمرده با پر چادرش بینی اش را گرفت چشم هایش از شدت گریه ورم کرده بود. – سرش بره تو گور مرتیکه نسناس، چایی بشه حناقش که به خاطرش کتری قوری رو چراغ گذاشتم. از من کفری ،شد زد زیر چراغ علاالدین، کتری آب جوش ریخت رو بچه ام الهی خیر نبینه هزاربار بهش گفتم انقدر ،نخور نکش که مغزت از خودت نباشه;
دسته ی کیف کهنه اش را در دست فشرد و من به این فکر کردم که مگر همچنان از این چراغ ها وجود دارد؟! بی قرار نگاهی به در پشت سرم انداخت. با صدایی تو دماغی و به شدت نگران گفت چرا نمیارنش دکتر؟ بمیرم الهی آب جوش که افتاد روش بچه م جیغ زد و نفسش قطع شد. فکر; فکر کردم زبونم لال جون داده; انقدر تند حرف هایش را ردیف میکرد که من هاج و واج نگاهش کردم چگونه می گفتم – حست درست بوده و کودکت در آغوشت نفس های آخرش را می کشیده؟ انگار دیوانه شده بودم. مگر بار اولم بود که خبر مرگ می دادم؟
مگر قرار بود از مرگ کسی ناراحت شوم؟ این بچه هم مثل هزار آدم دیگر من به اجبار برای نجات آدمها تلاش میکردم ولی هیچ وقت غصه ی مرگشان را نمیخوردم مهلت نمیداد و با حرف هایش خود واقعی ام را از من گرفته بود. نفس عمیقی کشیدم و این بار یک کلام گفتم: – تسلیت میگم. همین. هیچ وقت چیز بیشتری نمیگفتم. غم آخرتان باشد یا هر چیز دیگر. نه مرگ اول و آخر و نه غم پایانی داشت. نگاه زن خشکید بیابان شد، کویر شد. جسمش روحش همه و همه با هم زمزمه ی ناباور از بین لبهای ترک خورده اش بلند شد. – دروغ میگی; دروغ میگی;
مانند دیوانه های افسارگسیخته، مشت هایش را تخت سینه ام کوبید و این بار جیغ کشید. – دروووووغ میگیییییی; عوضی بچه ی من فقط روزشه هنوز حرف نزده راه نرفته، موهاش بلند نشده که من ببافمشون; چرا باید بمیره؟ چراااااااااا؟؟؟ خیال بافی عجب سم کشنده ای بودا دقیقاً آن جا که به آن ها نمیرسیدی، خفتت میکرد و جانت را می گرفت. بچه م رو بهم بدید مگه تو دکتر نیستی؟ چرا نجاتش نمی دی؟ چرا میخوای بری؟ من مطمئنم اون نمی میره; مطمئنمممم جیغ گوش خراش میکشید و باز هم ضربه ای روی سینه ی من.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
