فایل کامل رمان شانس یا سرنوشت PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان شانس یا سرنوشت PDF دارای ۱۰۹۴ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان شانس یا سرنوشت PDF :

دیاکو تهرانی، یکی از موفق‌ترین طراحان طلا و جواهر ایران، پس از سال‌های دوری از کشور، به ایران بازمی‌گردد. برادرش، نوید، او را به اسرار در مهمانی‌های بزرگ و مجلل دعوت می‌کند. در میانه مهمانی، دیاکو متوجه می شود که نوید قصد تجاوز به دختری جوان به نام گیتی را دارد. او فوراً ارائه کرده و گیتی را نجات می دهد. چند روز بعد، دیاکو در دانشگاه حضور می‌کند و با تعجب می‌فهمد که استاد دانشگاهش همان دختری است که در مهمانی نجات داده شده است.

خلاصه‌ فایل کامل رمان شانس یا سرنوشت PDF

نیششو بازکرد _عماد رفته دِیت عرشیا هم حمامه مامانم همینجاست ابروهام پرید بالا +عماد رفته سرقرار؟؟؟ _بلههه اونم چه قراری کنجکاو گفتم +تعریف کن ببینمممم همون لحظه مامان گوشیو ازش گرفت _سلام مادر لبخندی زدم +سلام مامان جانم حالت خوبه _شکرخدا خودت خوبی اونجا راحتی غذا خوب میخوری +بله فقط جای شما پیشم خالیه مامان بغض کرد که عرفان گوشیو گرفت _اوف مامان بس کن دیگه عزیزمن دستگاه اشک سازیت نسوخته هنوزا ناراحت لبمو گزیدم خدا بگم چیکارت کنه دیاکو _خب داشتم چی میگفتم +از عماد میگفتی باکی قرارمیزاره؟

باشیطنت گفت _توام میشناسیش غریبه نیست +از همسایه هاست؟ _نچ +نگو که نرگسه؟ _نه بابا بی لیاقت ولش کن اونو +خب خوبه..اوووم از فامیلاست؟ سری به عنوان اره تکون داد +اووم خانواده ها همشون پسر زا هستن خب همه هم سنشون پایینه یا خیلی بالا فقط یکی میمونه; چشمام گرد شد +نههههههه! قهقهه ای زدو گفت _ارههه +گلااااره؟؟؟؟؟ _زدی تو خال +پشمااام چرا به من نگفتننننن _ماهم تازه فهمیدیم ناقلاها لو نمیدادن ناراحت گفتم +واقعا از عماد توقع نداشتم پنهان کنه حداقل گلاره بهم میگفت _حالا ناراحت نشو گیتی جان مهم اینه خوب و خوشن.

+اوهوم;خب چیشد باهم اوکی شدن؟ _به خدا نمیدونم میگم که تازه فهمیدیم عماد اومد تخلیه اطلاعاتیش میکنیم +به منم خبر بدین _چشمممم دختر مختر خوب پیدا نکردی گیتی مامان با ملاقه زد توسرش _اخخخ مامان چرا میزنی _واسه اینکه آدم شی با عشوه گفت _فرشته هاکه آدم نمیشن بهشون خندیدم و گفتم +باشه حالا عماد اومد بهم خبر بدینا _چشم آبجی خانم کاری نداری +نه مراقب خودتون باشین _خداحافظ +خدافظتون گوشیو قطع کردم و انداختمش روی مبل رفتم سمت آشپزخونه که دلم هوس قرمه سبزی کرد.

خداروشکر همه چی از ایران باخودم اورده بودماا وگرنه که لنگ میموندم پس دست به کار شدم و شروع کردم به درست کردن قرمه سبزی بعداز پختن قرمه سبزی زیر گازو کم کردم و برنجم گذاشتم دم بکشه رفتم سمت حمام و دوشی گرفتم بوی قرمه سبزی کل خونرو برداشته بود هیچ خودمم بو گرفته بودم ساعت حدودا هشت شب بود که سفره کوچیکی روی میز انداختم و سالاد شیرازی و گذاشتم روی میز خواستم برنج بکشم که زنگ خونرو زدن کی میتونست باشه غیر از همسایه مزاحم روبه رویی بدون اینکه از چشمی در نگاه کنم درو باز کردم دیدم دانیال با بشقاب مظلوم جلوم ایستاده.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.