فایل کامل رمان تیتراژ آخر زندگیم PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان تیتراژ آخر زندگیم PDF دارای ۲۱۶ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان تیتراژ آخر زندگیم PDF :

صحرا، دختری‌ست گرفتار روزمرّگی؛ زندگی‌اش آرام، یکنواخت و بدون هیجان پیش می‌رود… تا اینکه یک روز، سوار تاکسی‌ای می‌شود که هیچ‌چیزش معمولی نیست. نه تاکسی، نه راننده، و نه حتی مسیری که قرار است طی شود. راننده این تاکسی، زنی‌ست مرموز. اما ماجرا از آن‌جایی پیچیده می‌شود که صحرا، در همان مسیر، با مردی عجیب رو‌به‌رو می‌شود؛ مردی با نگاهی غریب و حضوری سنگین; و این فقط آغاز ماجراست. وقتی به خانه بازمی‌گردد، اوضاع از همیشه غیرعادی‌تر است. اتفاقاتی رخ می‌دهد که نمی‌تواند آن‌ها را توجیه کند. صداهایی که نباید باشد، سایه‌هایی که نباید دیده شوند.

تکه ای از فایل کامل رمان تیتراژ آخر زندگیم PDF

بعد از کار، به سرعت به سمت خونه رفتم در رو باز کردم و به سمت موبایل هجوم بردم نفس عمیقی کشیدم و پلی کردم اولش خواب بودم و چیز زیاد مهمی نبود و بعد مدتی برق پذیرایی روشن شد. نفس تو سینم حبس شد و ناباور ادامه اش رو دیدم برق روشن شد و یکمی تکون خوردم و دستی روی بینیم قرار گرفت و تو خواب بیهوش شدم ناباور به صحنه ی روبه روم نگاهی کردم فرد سیاه پوشی که به سمت آشپزخونه رفت و لیوان آبی رو روی میز گذاشت و لباسهام رو توی کمد گذاشت لباسهاش رو عوض کرد و کنارم دراز کشید. دستهای لرزونم رو تکون دادم و فیلم رو یه بار دیگه از عقب پخش کردم با دقت زل زدم که دیدم از اتاق بغلی بیرون اومد و;. نگاهم رو بالا آوردم و به اتاق کناری زل زدم تنها کاری که کردم این بود که به در زل زده بودم موبایل رو کنار گذاشتم و از تو آشپزخونه چاقویی برداشتم.

نفس عمیقی کشیدم سست شده بودم و قدرت هیچ چیزی رو نداشتم تو دلم فقط به خودم امید میدادم و خودم رو کنترل میکردم در با شدت بهم کوبیده شد و ماتم زده سرجام وایساده بودم با دیدن مردی که روبه روم وایساده بود و نقاب وحشتناکی داشت خشک شدم چاقو رو محکم تر گرفتم و نگاهی بهش کردم و داد زدم تو خونه ی من چه غلطی میکنی؟ چیزی نگفت و مثل روانیها سرجاش وایساده بود چاقو رو سمتش گرفتم و تندتند قفسه ی سینه م بالا و پایین میشد دستمالی از جیبش درآورد و به قدم نزدیک اومد که یه قدم عقب رفتم توی یه حرکت با سرعت سمتم دوید. جاخالی دادم و بی اراده چاقو رو روی بدنش خراش دادم. ناله ای کرد و با عصبانیت بیشتری سمتم اومد موهام رو کشید که جیغی زدم. دستش رو دور گردنم گذاشت و آروم گفت – هیس آروم باش خانم خانما!

صدای اکو مانندش از زیر نقاب وحشتم رو بیشتر کرده بود. لگدی به پاش زدم و شیشه لیوان رو محکم به سرش .کوبیدم روی زمین افتاد. چند قدم عقب رفتم و بعد گذاشتن کلاهم با سرعت به سمت بیرون رفتم. پله ها رو با سرعت گذروندم و با دستهای لرزونم ماشین رو روشن کردم و رفتم اون لعنتی دیگه کی بود؟ تمام این شبها یکی کنار من میخوابید؟ میدونستم دیوونه نشدم. میدونستم لعنتی با سرعت خیابون ها رو رد میشدم تو آینه نگاهم به خودم افتاد. رد قرمز روی صورتم کمی مونده بود موهای خرمایی پریشون دورم و قیافه ی بی حالم به طرف دیگه نمیخوام خونه برگردم و فقط میخوام بچرخم و ببینم چه غلطی کنم. خودم رو هزار مرتبه بابت این زندگی چرت لعنت کردم. همیشه اینطور نبود. من روزی توی آرامش بودم یه روز همه چی عالی بود و من بودم

و به دنیا خوشبختی آخر ،سر از زندگی دخترونه ی ناز نازیم بیرون اومدم و تازه با واقعیت روبه رو شدم اون موقع بود که تو همون بچگی خیلی بزرگتر شدم و واقعیت رو پذیرفتم همه جا تاریک و سکوت بود خیابونها خلوت و پرنده هم پر نمیزد فقط من بودم که داشتم سرپناهی واسه فرار از دست اون روانی پیدا میکردم. نفس عمیقی کشیدم و پارک کردم از ماشین پیاده شدم و تکیه به ماشینم .دادم به هوا که گرگ و میش بود ز کردم به پلیس زنگ میزدم که چی؟ بگم یه آدم روانی تو خونه ی من زندگی میکرد و من رو بیهوش میکرد؟ آره من یک مدرک داشتم که اون هم ویدیویی بود که گرفته بودم بطری آب رو برداشتم و کمی ازش خوردم. الآن بابا توی جای گرم و نرمش خوابیده بود و نمیدونست دختر یکی یه دونه اش اینجا تو خیابون هاپرسه میزنه. ببا خارج از کشور زندگی می کرد و مامان; هه!

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.