فایل کامل رمان درو PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان درو PDF دارای ۳۱ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان درو PDF :
من سالها تنهایی رو انتخاب کردم تا نه باعثِ مرگ کسی باشم و نه بانیِ عذابِ بشریت ;. ترجیح دادم تنهایی عذاب بکشم و شومی سرنوشتم رو به دوش بکشم ، اما همیشه عذاب راه جدیدی برای رسیدن بهت پیدا میکنه!; توجه: این رمانِ کوتاه ، در واقع یه اسپِینآف[Spin_off] از رمان کوازار هست ک مربوط به وقایع قبل از ماجرای سهگانه کوازاره!!
خلاصه فایل کامل رمان درو PDFازه جهنم
لعنت بهت پسر این مدت خیلی گند زدم فکر میکردم با اخم من با لحن خشکم با نگاه سردم از من دور میشه;. اما آرزو خیلی عمیق تر بود; اون انگار همیشه منو از پشت نقابم میدید آرزو منتظر برگشت سمتم و کلافه رفت داخل آشپزخونه; نگاهی به زخم دستم که در حال بسته شدن بود انداختم و کلافه گفتم: «آره کابینت کنار یخچال در رو بستم و به سمت آرزو .رفتم باید زودتر دستم رو می بست قبل از اینکه شاهد بسته شدن زخم دستم باشه و اوضاع از اینکه هست هم خرابتر بشه آرزو تازه کابینت کنار یخچال رو باز کرده بود که پشت سرش ایستادم
از بالای سرش دست دراز کردم جعبه کمک های اولیه ای که هرگز استفاده نشده بود رو بیرون آوردم و گذاشتم رو .اوپن این نزدیکی به لطافت آرزو داشت حالمو واقعا خراب میکرد درگیر حسهای متضاد بودم نمیخوام آسیب ببینه اما; اما وجودم بیتاب بیشتر داشتنشه;. کلافه گفتم: «فقط یه بانداژ کنی کافیه میخوام برم بیمارستان» سر تکون داد در حالی که جعبه رو باز میکرد گفت: «من میتونم ببرمت بیمارستان بدون مکث گفتم : «نه ممنون!» نگاهم کرد و گفت «چرا» فرزاد؟ تو همیشه بخاطر من اون همه زحمت افتادی چرا نمیذاری منم در حد توانم;
یهو سکوت کرد نگاهش رو بازوم ثابت شد و لب زد: «خدای من زخم دستت بسته شده! به بازوم نگاه کردم زخم دستم زودتر از انتظارم جمع شده بود. نفسم رو کلافه بیرون .دادم به صورت شوکه آرزو نگاه کردم که متعجب گفت: «چطوری؟!» دستش رو روی جای محو شده زخم دستم کشید و دوباره نگاهم کرد. دیگه چاره ای نداشتم به قدم عقب رفتم و :گفتم بهتره بری آرزو بودنت نزدیک به من خیلی خطرناکه!» تو نگاهش شوک و ناباوری بود اما خبری از وحشت نبود اومد سمتم و گفت: « منظورت چیه؟» نگاهم تو چشم هاش .چرخید درک نمیکردم چرا مونده بود؟ عصبی گفتم من اون چیزی نیستم که میبینی;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
