فایل کامل رمان اون کیه PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان اون کیه PDF دارای ۱۲۳۵ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان اون کیه PDF :
“آنا بعد از ده سال دوری به ایران برمیگردد. در فرودگاه با مرد جوانی روبهرو میشود. مردی که انگار او را خوب میشناسد! او با صمیمیت با آنا حرف میزند و نشانه هایی به او میدهد که آنا متعجب میشود! اما مشکل اینجاست..آنا او را نمیشناسد. مرد گمان میکند آنا با او شوخی میکند و قبل از رفتن به او یاد آوری میکند که قولی که به او داده را فراموش نکند!
خلاصه فایل کامل رمان اون کیه PDF
عشقم انقدر راحت اون دلارو به هرکسی نده. دوباره لبخند شل و زورکی بهش زدم – آها، خوب دیگه بریم. و به رو به رو نگاه کردم و عینکمُ گذاشتم روی چشمام و رفتم. با شونه اش یکی محکم زد به شونه ام و گفت: – وَو،ُ تیپشو عین مدلینگاس، با کلاسی تو ذاتته خفن، از پشت صحنه اشاره میکنن که کَلیفرنیا خاکت کنن. لبخند عصبی به شوخی بینمکش زدم و زیر لب گفتم: – تو رو هم دریاچه ارومیه غرقت کنن. بلند بلند قهقهه زد و مچ دستمُ گرفت: – چی گفتی؟ جون من یکبار دیگه بگو; جـــــون من.
بی توجه بهش جلوتر حرکت کردم، خودشو بهم رسوند و سریع درو باز کرد. به حیاط خونه نگاه کردم، هیچی مثل سابق نبود. انگاری نمای خونه هم یه تغییراتی کرده بود. – دریاچه ارومیه خیلی وقت خشک شده آنه. سرجام ایستادم و انگشت اشارهام به سمتش گرفتم و جدی گفتم: – منو اینجوری صدا نزن. کنارم راه افتاد و صداشو بَم کرد: – آنه! تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت وقتی روشنی چشمهایت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیت از تنهایی معصومانه دست هایت.
دهنتو ببند -چی؟ چی گفتی؟ فوش که ندادی؟ زبان من افتضاحه معنیشو بگو. درو باز کردم و تا پامو گذاشتم تو خونه یهو یه دسته گل بزرگ جلوی صورتم اومد. با تعجب عقب رفتم و خواستم عکس العملی نشون بدم که یه صدای تو دماغی گفت: – تادااا، خوش اومدی به وطنت عشقم. گل از جلوی صورتم کنار رفت و چشمم بهش افتاد. یه جفت چشم آبی که زار میزد لنزه، موهای پر کلاغی و مژه های پر پشت و ابروهای فرچه ای پَهن! اصلا نمیشناختمش این کی بود؟ دستشو زیر چونه اش گذاشت و چپچپ بهم نگاه کرد و با خنده تند تند پلک زد: – عاسیسم، این چه قیافه ای به خودت گرفتی! منو نمیشناسی دیگه؟ بابا مَهشادم.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
