فایل کامل رمان وسوسه ام کن PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان وسوسه ام کن PDF دارای ۱۹۱۶ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان وسوسه ام کن PDF :
کامیار مرد اتو کشیدهای که وسواسش اولین چیزی هست که ازش به یاد میارن! ناف بریدهی دخترعموش هست که هیچ علاقهای نسبت بهش احساس نمیکنه، کیمیای عاشق! اما در این بین که کامیار سعی در وقف دادن خودش با شرایط و کیمیا داره، اتفاقی میافته که همهچیز رو متوقف میکنه… البته در درونش! این اتفاق، نمیتونه یک دختر دوستداشتنی باشه؟!
خلاصه فایل کامل رمان وسوسه ام کن PDF
سانروف ماشینش را باز کرده و میخواست فوراً حرکت کند. چند جای دیگر کار داشت و در یک لحظه، خشکش زد. آب سیاه شده بود که نه فقط روی سر تا پای خودش ریخته بلکه داخل ماشینش را هم به گند کشیده بود. به معنای واقعی کلمه خون مقابل چشم هایش را گرفت. از خیس شدن لباس هایش متنفر بود، چه رسیده با آب کثیف! فریاد کشید: کار کدوم احمق نفهمی بود؟ پیاده شد و کتش را عصبی درآورد و در ماشین پرت کرد. چند برگ دستمال کاغذی بیرون کشید و صورتش را خشک کرد. در آن وضعیت حس میکرد گوشت بدنش در حال ریش ریش شدن است. دندان بر هم سایید و سر بالا گرفت و چشمش به پنجره ی باز آخرین طبقه رسید. پنجره ی انبار. آرام غرید: دختره ی ابله. کمی بلندتر گفت: دختره ی ابله.
فریاد کشید: دختره ی ابله. آیه لبش را محکم به دندان گرفت. مثل همیشه که وقتی مضطرب میشد نمیتوانست جلوی خنده اش را بگیرد، ریز ریز میخندید و به خودش بد و بیراه میگفت. وای خدا لعنتم کنه. وای آیه بترکی. آرام خودش را بالا کشید و نگاهی دیگر به پایین انداخت که صدای داد کامیار را شنید. دختره ی ابله. چهارپایه را زیر پایش گذاشت و رویش ایستاد و با خودش زمزمه کرد. چه گاو، چه بی ادب. ابله خودشه. سرش را بیرون برد و صدایش را بلند کرد و با پررویی رو به مردی که غضبناک بودن چهره اش از همانجا هم مشخص بود توپید: آهای آقا، چه خبره؟ چه خبره؟ چه خبره؟ چرا فحش میدی؟ کامیار چشم گرد کرد و داد زد: دیدی چه غلطی کردی؟ حالا طلبکارم هستی؟ لبخندی بزرگ روی لب های آیه آمد و…
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
