فایل کامل رمان پرو PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان پرو PDF دارای ۱۲۹۷ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان پرو PDF :
دو فرد با تفاوت های بسیار، مردی قاتل بیرحمی که برای له کردن دیگران عنان از کف نمیدهد ولی برعکس سیرتش صورت زیبا و اغواگری دارد و اما دختری باهوش و نخبه تک دختر سردار بزرگی که نام و نشانش لرزه بر تیره کمر دشمنان انداخته اما جذبه اش روی دخترکش، این دو درمسیری روبه روی هم قرار میگیرند و به جای شلیک تیر هایشان در پیکره یکدیگر، بوسه جاودان عشق را برتن هم می گذارند.
خلاصه فایل کامل رمان پرو PDFاز ققنوس
اولین چیزی که به چشمم خورد برق چشم های کژال بود که با لبخند به دوربین نگاه می کرد. لبخندش حقیقی و واقعی بود.برای لحظات کوتاهی لبخند زدم و با سر انگشتام ، چهره اش رو نوازش کردم. چشمام از کژال خوشحال به سمت مردی که او رو در آغوش گرفته بود رفت. مردی که با لبخند خسته ای به دوربین نگاه می کرد و کژال رو محکم در آغوش گرفته بود.چهره مرد اونقدر برام اشنا بود که باعث شد اخم کنم و با دقت بیشتری نگاهش کنم. نگاهش چشم هاش بیش از اندازه آشنا بود. عکسه؟
با صدای سارا از اون اوهام بیرون اومدم و به ارومی اظهار کردم اره.پرونده رو بست و خودش رو نزدیکم کشید اما من هنوز چشمم گیر چشم های آشنا بود. کجا دیده بودمش؟؟ چرا انقدر آشنا بود؟سارا با صدای خفه و شادی گفت:اع این بابای کژاله عکسشو دیدم عزیزم نگاه کن چقدر خوشحالن. می خواستم حرف بزنم اما توی برق اشنای چشم های اون مرد گیر کرده بودم که سارا با افسوس گفت: بنده خدا معلوم نیست چه بلایی سرش اومده میگن یه روز رفته و دی…
یک تصویر آشنا یک صدای جیغ و یک لمس سرد درون ذهنم اکو شد و اکو شد و تصویر چشم های مردهای پشت پلکم نقش بست و با حالت توهم زایی خیسی سردی رو روی سرم حس کردم و از شدت شوک و ترس اونقدر وحشت کردم که شتابان از روی صندلی پایین پریدم و با چشم های ترسیده ای به چشمهای مرد درون عکس نگاه کردم که سارا با وحشت گفت چی شده افسون؟ از شدت بهت چشمام درشت شده بود و من با تته پته گفتم ای… این مر… مرده همو … همون جن… جنازه است. بهت درون صدای سارا هم باعث نشد از این اغما بیرون بیام. شک نداشتم، اون جنازه اون چشمهای باز چشم های همین بود.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
