فایل کامل رمان نخ سرخ سرنوشت PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان نخ سرخ سرنوشت PDF دارای ۱۲۸۴ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان نخ سرخ سرنوشت PDF :

– دوسش داری! مردمک های ساواش آرام بالا آمد و به او نگاه کرد. بدون هیچ فکری هر حرفی که از دلش گذشت را به زبان آورد. – بعضیا رو دیدی، بی دلیل برات مهمن؟ حتی توی ذهنتم نمی‌تونی نسبت خاصی بهشون بدی. نمیتونی بگی مثل خواهرمه، دوستمه، عشقمه. نه! هیچ کدوم! فقط مثل کسیه که می‌خوای برای همیشه تو زندگیت بمونه. صورتش مانند کسی بود که کشتی اش در حال غرق شدن است؛ و او تنها ایستاده و به ماه خیره است. کسی که خسته بود از جنگیدن، بی نهایت خسته بود. – همه تو زندگی اشون دنبال معجزه ان. منم فقط داشتم تلاش می‌کردم اون معجزه رو تو زندگیم نگه دارم. نمیدونم اسم این کار چیه. دیوونگی؟ یا دوست داشتن! یاوری لبخندی زد و سر تکان داد. ساواش برای او آدمی خاص و متفاوت بود؛ پس بنابراین تعریفش از عشق برای او تعجب برانگیز نبود.

تکه ای از فایل کامل رمان نخ سرخ سرنوشت PDF

لب هایش را بیشتر به گوش های مرد زخمی نزدیک کرد و ارژنگ بدنش مور مور شد از برخورد لب های سرخ و ترک برداشته اش. ـ اگه بخوای دور و بر من بپلکی; بخوای پادویی من و بکنی; نقشه بریزی من و کنار بزنی; حتی یک ثانیه ام صبر نمیکنم برای کشتنت. نیشخند تمسخر آمیزی زد و مکث کرد، تا ترس و حقارت را قشنگ تا مغز استخوان به تن و روح او تزریق کند. ـ البته که کور خوندی. تو; حتی.. تو خوابتم پشت سر منی و داری دنبالم میدویی. لحن وحشتناکی به خود داد و زمزمه کرد: ـ چیشد که باعث شد توی زندگی کثیفت خودت و مقابل من ببینی؟ هوم؟

این هوم کشیده را که گفت ارژنگ نفس بلندی کشید و دست هایش را مشت کرد. حتی نفهمیده بود این دختر روباه کی اسلحه را در آورده. فکرش هم نمیکرد آموزش ها تا اینجا او را کشانده باشند. ـ تو چیزی جز ادعا نیستی ارژنگ. و من دقیقا نقطه مقابل ادعام. عمل! اصلا سعی نکن من و بازی بدی. اصلا.. سعی نکن به گرفتن جونت تحریکم کنی. باش؟ قفسه سینه اش با شدت بالا و پایین میشد. چه میشد اگر از همین پشت بام بلند این دختر را پرت میکرد پایین؟ اما و اگرها در ذهنش جولان میداد و زمان از دستش در رفته بود؛ زمانی به خودش آمد که دختر رفته بود و به جای حضور داغش در نزدیکی تنش نسیم خنکی بود که میوزید. 

همه آماده باش بودند. کمی دورتر نیما و یامور کنارهم ایستاده بودند و نیما گوشزد هایش را برای بار هزارم در گوش های بی حوصله ی یامور تکرار میکرد. کلاهش را روی دستش چرخاند و روی سرش گذاشت. موهایش را باز گذاشته بود و روی شانه چپش رها کرده بود. دست هایش را درون کت چرم بلندش فرو برد و پوف بی حوصله ای کشید. چشم هایش را ریز کرد، سرش را بالا گرفت و به اکیپ نگاه کرد. سری تکان داد که نشان از مرور نقشه هایش در سرش بود. نیما به او نگاه کرد و با جدیت گفت: ـ حواست هست ؟ از گوشه چشم نگاهش کرد و همین شد جواب مرد نیما دستی به صورت خود کشید و آرام گفت: ـ میدونم کارت درسته مثل همیشه سربلندم کن یامور پوزخند زد و حرکت کرد سمت پرهام.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.