فایل کامل رمان صیغه ارباب PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان صیغه ارباب PDF دارای ۷۳۶ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان صیغه ارباب PDF :
ارباب خشن و مغروری که دختر باکره صیغه میکنه به بدترین شکل بکارتشون رو میگیره رادمهر ارباب خشن و مغرور عمارت آریانفر، یه پدر جوون و خوشگذرونه که به دنبال مادری برای پسر چهارساله شه. سراغ دخترای زیادی میره و رو هر کدوم یه عیبی میذاره تا اینکه لادن رو میبینه صیغه اش میکنه و ;
تکه ای از فایل کامل رمان صیغه ارباب PDF
_این کیه ؟_همونی که میخواستی پوزخندی بهش زدم و گفتم: خوبه سلیقتو دوست دارم_میدونم خوشت امده_عصر می برمش صیغش میکنم باید بیاد عمارت سر تکون داد و گفت: هرکاری میخوای بکن مال تو خواست بره که گفتم: دختر خوبیه؟…نیش خندی زد و گفت: آره نگران نباش سر تکون دادم و اونم رفت،نگاهی از سر تاپاش انداختم،بدنبود یعنی قابل تحمل بود ! با صدای سرد و خشک گفتم: بشین….
مادرم بود ولی اون اینجا چیکار میکرد برای چی اومده بود چرا بعد از این همه مدت به اینجا اومده بود یک قدم نزدیک تر شدم که صداش واضح تر میومد :_ارباب به دخترم رحم کنید اون هنوز کوچیکه من نمیخوام خون بس ارباب کوچیک بشه! با بهت بهش خیره شدم چرا داشت التماس ارباب رو میکرد چخبر شده بود مگه اینبار داداشم چیکار کرده بود یعنی بخاطر خواهرم داشت اینجوری التماس می کرد.
پس چرا بخاطر من کاری نکرد برای یک ثانیه وجودم پر از نفرت شد تموم لحظه هایی که ارباب تحقیرم کرد و کتکم زد اومد جلو چشمم با مشت کردن دستم سعی کردم آروم باشم _ارباب تو رو خدا رحم کنید به دخترم. با دیدن مادرم که روی پای ارباب افتاده بود و داشت التماس می کرد اشک تو چشمام جمع شد دلم نمی خواست مادرم هیچوقت خودش و انقدر کوچیک کنه یک قدم به جلو برداشتم که صدای عصبی ارباب بلند شد: _بلند شو!
نهال با ولع داشت پیتزاشو می خورد. ولی ارباب سرش توی گوشی بود و اخماش حسابی تو هم. به محض نشستنم ارباب سرشو بلند کرد و نگاهش میخ لب های رژ خوردم شد… ارباب اخماشو کشید توی هم و کم کم نگاه عصبیش بالا اومد و با خیرگی زل زد توی چشمام. لبمو گاز گرفتم و با خجالت گفتم: _من … یعنی خب سعی کردم زیادم نباشه . _ولی خیلی توی چشمه! با پر رویی جواب دادم: _خب الان می خوام شام بخورم پاک میشه دیگه! ارباب لنگه ابروشو بالا انداخت و و دور دهنشو با انگشت شست و…
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
