فایل کامل رمان وارموش PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان وارموش PDF دارای ۳۹۶ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان وارموش PDF :
ترانه، کسی که تنها بودن را بجای با خانواده بودن ترجیح داد، کسی که تنهایی را با شلوغی طاق زد، سکوت او تنهایی را به آغوش کشید! اما تنها ماندن همیشه انتخابش به دست خودمان نیست، این جریان زندگی ست که در پلکی بر هم زدند مانند دژاوی به یکباره فقط خودت نجات دهنده خودت میشوی، ترانه تنها در حال زندگی روزمره و انرمال خودش را طی میکرد ;.
تکه ای از داستان وارموش
هر وقت تو سرما سیگار میکشیدم، یکی بود که کمرمو میگرفتو منو به خودش نزدیک تر از همیشه میکرد حتی همون کس میگفت باید حس کنی تا بفهمی فقط ذهنمو درگیر نکردی حتی این تنم تشنه تو، یکی بود که تو اون سرما لبای گرمشو رو پوستم احساس میکردم، اما یکی بود که دیگه حالا نیست بگیم به جهنم که بگذره. که امیدوارم بگذره.. پتویی که به روی تک صندلی تراس بود را برداشتم بروی صندلی نشستم نفس عمیقی کشیدم، خیلی عمیق اونقدر که فکر کنی این آخرین فرصت نفس کشیدنته، نمیدونم تجربه کردی یا نه؟
اما من فقط سرمای جسمم رو حس نمیکنم، حس میکنم اونقدر سردم که با هر نفس کشیدنم جسمم اون سردیو حس میکنه خیلی مسخرست ولی حال الانه منه. با صدای چیکو به سمتش برگشتم تنها همخونه و رفیق شفیق من سگ طلاییم ،بود حس میکردم با هر بار نگاه کردن بهش حالمو از چشمام میفهمه ترسناکه..؟! اینکه سگ خونگیت مثل یه انسان متوجه تمام عواطفت باشه اما شایدم دلگرم کنندست که حالتو یک انسان نه بلکه یه حیوان درک کنه.. دیونگی، من و چیکو نیستیم! اونیکه یه روز بعد از وفای با من زد زیر تمام عهد و پیمانش مهرموم شدنش به زندگیم گم و گور شد و رفت.
چیکو گرسنشه، شاید فقط بخاطر حضور اونم که شده منم بهتر بتونم بفهمم که انسان که هیچ حتی یه حیوانم مهمترین عطف بدنیش خوردن و آشامیدن. من بیا ،پسرم گرسنه ای مگه نه؟ من چشمات نشون میده گرسنته، بدو بیا ظرف غذایش رو برایش پر کردم که صدای درب هم بلند شد؛ پلیورمو از رو کاناپه ای که پخش شده بود رو برداشتم درب را باز کردم با دیدن پستچی و سرمایی که یهو وارد خونه شد بود لرزی به تنم انداخت که پلیور تنمو بیشتر بهم فشار دادم روز بخیر +ترانه فراهانی؟ خودمم
براتون از برند کالوین کلین ( ck ) پست آمده.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
