فایل کامل رمان میرا PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان میرا PDF دارای ۳۵۴۸ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان میرا PDF :

“اسم طرف رو تریلی نمی کشه” قطعا اینو شنیدید ،داریوشِ سلطانی؛اسمشو تریلی نمی کشید حقیقتا اما من چی کار کردم؟ تریلی رو چپ کردم. اوه صبر کنید;.این تمومِ فاجعه نیست”جلویِ قاضی و ملق بازی؟” من،آمینِ رزاقی؛جلویِ داریوش سلطانی،قاضیِ معروف شهر نه تنها ملق می زدم،بلکه چنان لنگم به هواهایی جلوش اجرا کردم که بند و بساطِ چهل سالشو؛راهی تعمیرگاه کردم. قصه اینجا تموم میشه؟اصلا من،طرفدار این مردم. اونقدری خواستمش که تو بچگیم بهش گفتم “میخوام عروست بشم” اگه اون مرد معنایِ “نظم و آرامش” “جذابیت” “بزرگ سایز بودن” “مردونگیه” من معنی “فاجعهِ قرن” “سلیطگیِ تمام عیار”  “دیوانگی” “دلبری” بودم.

خلاصه‌ فایل کامل رمان میرا PDF

ملعون جذاب عینک سیاه خوشگلش را از روی چشمانش برداشت و بینمان قرار داد با دقت نگاهم کرد، سرم را به سمتش کج کردم و حینی که به چشمان روشن خوشگلش نگاه . اه میکردم بی خیال ادامه دادم بچه ها پاره شدن از خنده معلم عوضیمونم هیچی نگفت. به لحظه نگاه سی و چهار پنج تا بچه با تحقیر و خنده روی من افتاد، یادم نیست دقیقا چطور شد فقط احساس کردم قلبم داره از گوش و حلقم می زنه بیرون و یهویی چشام چپه شد و ; چشم و دهانم را کج کردم و با مسخره بازی گفتم: – اینجوری، فاتحه مع الصلواااات. الصلوات – مثل آدم حرف بزن.  بینی ام را مثل خرگوش چین انداختم و او با تاسف، سری تکان داد و نگاهش را از من گرفت.

با آرنجم ضربه ای به بازویش زدم و اظهار کردم -بدنواز نباش گوش کن .قشنگ خلاصه که تو کلاس غش کردم و اوووه به فیلم هندی ای شد که نگو و نپرس. آمبولانس اومد مدرسه و همه فهمیدن من غشی ام. مشخص شد قندم افتاده و انگاری اگه دکترا دیر به دادم می رسیدن وارد کمای دیابتی میشدم و بعدشم ریق رحمتو باید سر می کشیدم خوبی این اتفاق این بود که به چهار روزی مدرسه نرفتم اما روز پنجم که رفتم خبر قند داشتنم مثل بمب تو مدرسه ترکیده بود. فریاد “دختر من از این بچه میترسه ، من نمی خوام بچم با یه دختر مریض پشت به میز ،بشینه چرا نمی فهمید؟ مثل پتک در سرم کوبیده شد. را نمی فهمی به انبوه قبرهای خالی نگاه کردم و نفسم را با آه رها کردم.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.