فایل کامل رمان پیوند خاص هفت آسمان PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان پیوند خاص هفت آسمان PDF دارای ۲۲۵ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان پیوند خاص هفت آسمان PDF :
آسمان دختری عجیب با موهای سفید، چشمانی طوسی روشن و صورتی سفید به سرزمین یاقوت میرود تا به عنوان خدمتکار خود را وارد قصر رایمون پادشاه سرزمین یاقوت بکند. او در آنجا میفهمد که آخرین نواده از آسمان است و قدرتهایی دارد و به رازهایی از گذشته پدر و مادرش پی میبرد.
خلاصه فایل کامل رمان پیوند خاص هفت آسمان PDF
گیج به دختر نورانی رو به روم نگاه کردم که نیم متر از تخت فاصله گرفته بود. و دروش انواع اقسام رنگ ها میرقصیدن و از اون ور غر غر های ریموند داشت کلافم می کرد. داد زدم: تمامش کن ریموند من پادشاه تو هستم در جایگاهی نیستی که سرم داد بزنی مفهومه؟ وقتی این حرف رو زدم قیافه ریموند رفت تو هم و شوکه شد در آخر گفت: چشم الاحضرت. از اتاق رفت بیرون و در رو محکم کوبید بهم عصبی زدم تو پیشونیم به صندلی جلو پام لگدی زدم که خورد تو میز آینه و همه چی رو خورد کرد. بی توجه به کاری که کردم سمت دختر مجهول رفتم.
دستم رو دراز کردم که بهش نزدیک کنم که تو رنگا قلقله ای به پا شد. و به رنگ قرمز و سیاه در اومدن! دستم رو عقب کشیدم که باز رنگا آروم شدن. بدون اینکه دست بزنم بهش جادوی تغییر مکان رو انجام دادم تا دختر مجهول رو از اونجا ببرم. تا دربارش مطالعه کنم ببینم چیزی از این موضوع می فهمم! دور تا دورم شروع کرد به تغییر و به اتاق خودم نقل مکان کردم و دختر مجهول با همون تخت سمت چپ اتاق که براش جا باز کردم جاخوش کرد. راضی از کارم سمت کتابخونه خصوصیم رفتم کتاب هایی که بدونم مفهموم بدرد بخوری توشه رو برداشتم.
و روی میز گذاشتم. کتاب کشف اسرار رو باز کردم که صدای دختری تو اتاقم پیچید دور تا دور اتاق رو نگاه کردم اما چیزی ندیدم. – کی تو اتاقه؟! صدا مکث کرد و گفت: صدای من رو میشنوید؟ صدا با هیجان گفت: شکر خدا رو شکر – کی هستی تو؟ صدا یه دفعه عصبی شد و گفت: من محافظ بانو هستم. شما به چه حقی این بلا رو سرش اوردین؟ – به تو دستور میدم خودت رو نشون; هنوز حرفم کامل تمام نشده بود که کشیده ایی تو گوشم خورد. لعنتی این دیگه چه موجودیه دست مشت شدم رو تو هوا تکون دادم که لگدی وسط پام خورد اخی گفتم و روی زانو افتادم زمین، تا تونستم ناسزا گفتم و اون عصبی تر میشد و با مشت و لگد به جونم می افتاد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
