فایل کامل رمان ترنم مهر در فصل آبی و مه PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان ترنم مهر در فصل آبی و مه PDF دارای ۲۷۸ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان ترنم مهر در فصل آبی و مه PDF :
“عسل” که برای ازدواج با نامزد انتخابی خانوادهاش عازم لندن است در هواپیما با جوانی به نام “دهناد” آشنا میشود که او را از ازدواج با مردی که قبلا ندیده منع میکند . عسل به محض رسیدن به فرودگاه و مشاهده مرد مسن و آبلهرویی که طبق مشخصات داده شده قبلی لباس پوشیده ، با این تصور که او همسر آیندهاش است روی پنهان میکند و با دهناد میگریزد و به پانسیون خواهر وی در لندن پناه میبرد . او در آنجا با ابهامات بسیاری درباره آن پانسیون و دهناد که اکنون به هم علاقهمند شدهاند روبهرو میشود ;
تکه ای از فایل کامل رمان ترنم مهر در فصل آبی و مه PDF
کلید آپارتمان را از جیبش در آورد و گفت: این کلید پیش تو باشد بهتر است من نیازی به آن ندارم اگر حوصله ات سر رفت میتوانی گشتی در این اطراف بزنی. آدرس پانسیون و تلفنش را هم روی یادداشتی برایت مینوسیم که گم نشوی من میروم سری به خواهرم نازی بزنم. با تعجب پرسیدم – نازی و شوهرش هم در لندن زندگی میکنند از وقتی برگشته ام هنوز آنها را ندیده ام. سپس روی یادداشت کوچکی آدرس و شماره تلفن پانسیون را نوشت و گفت: من دیگر رفتم خداحافظ قبل از اینکه جوابش را بدهم از در بیرون رفت. آدم عجیبی به نظر میرسید و تصمیمهایش لحظه ای تغییر میافت.
غم هایم سنگین بود به روی سینه ام فشار می آورد. میساخت فکرم مشغول خیلی چیزها بود سفر حساب نشده و عجولانه
گریز شتابزده و اعتماد کورانه چه مغناطیسی در وجود این مرد بود که مرا جذب میکرد و باعت صدای باز و بسته شدن در آپارتمان را نشنیدم و نفهمیدم چه موقع از خانه با اتاقم رفتم روی تخت دراز کشیدم و بیآنکه خوابم ببرد و چشم هایم را بستم و نمیدانستم نتیجه صحبت مادرم با احترام خانم چه بود؟ بالاخره هومن همان مرد آبله روستیا استقبالم نیامده؟ یک نفر در خانه را باز و بسته کرد. صدا محو و محتاطانه بود ولی از پنجرهکه به بیرون نگریستم کسی را ندیدم.
دوباره در اطرافم سکوت و آرامشی که نشان میداد خانه خالی از اغیار است. شاید این فقط وهم و تصور بوده. نیم ساعتی گذشت تا پانسیون شلوغ شد اول صدای زنگدار و پرطنین مهرنوش را شندیم و کمی بعد صدای سایر ساکنین آنجا را. بقیه ساعات روز را چطور باید میگذراندم و همنطور شب هایم را به یاد روزهای خوش زندگیمان افتادم و با خودم گفتم آخر مگر خانه
خودمان چه عیبی داشت که حالا باید اینجا باشم؟” چشم هایم را که گشودم از تاریکی اتاقم فهمیدم که روز از میدان به در شده و شب فرا رسیده. از اتاق بیرون آمدم نازیلا درست مثل اینکه پشت در کمین کرده باشد روبرویم ظاهر شد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
