فایل کامل رمان آصلان PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان آصلان PDF دارای ۲۴۶۲ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان آصلان PDF :
آصلان شاهی، تاجر چرمی نامدار و خشنی است که از دختر زیبا و مظلومی دورادور مراقبت میکند، آصلان نمی خواهد نزدیک آن دختر بشود. زیرا به خودش قول داده که در امانت خیانت نکند! اما با طنازی و دلبری آلما طاقتش طاق میشود، و او را مال خودش میکند غافل از اینکه مقصر مرگ خانوادهی آلما …
تکه ای از داستان آصلان
پشت رل جای میگیرد و ماشین را روشن میکند! دنده را جا به جا میکند و پایش را روی پدال گاز میفشارد. به سرعت از پارکینگ فرودگاه خارج میشود و به سمت خانهاش میراند؛ تنها جایی که میتوانست کمی میان دیوارهای شیشهایش سکوت پیدا کند! خودش را در آن غرق کند و توشهی نفرتش را سنگین تر! توشهای که به اندازهی مرگ رویاهای بچگیاش بود! ضربهای به فرمان میزند و بلافاصله آن را در مشتش میفشارد. سرعتش هر لحظه بیشتر و این میان حواسش از چراغ قرمزها پرت میشود نگاهش را به رو به رو دوخته و هر از گاهی فقط نیم نگاهی به آینهها میاندازد! اندکی از سرعت ماشین میکاهد و با کف دستش فرمان را میچرخاند!
ماشین را به داخل فرعی که به نوعی میانبر محسوب میشود میکشاند! صدای زنگ گوشیاش در اتاقک اتومبیل میپیچد اما توجهی خرج آن نمیکند! مغزش همدست خاطرات شده و پسر بچهای را به یاد میآورد با چشمهای عسلی و موهای بور! پسر بچهای که به همراه پدرش تمام رویاهای کودکانهاش را در گودال عمیقی ریخته بودند و با خاک مرده رویش را پوشانده بودند! همه چیز را حتی با گذشت سالهای طولانی یادش بود؛ حافظهاش هم با گوی نفرت در یک تیم رفته بودند و آواز سر میدادند! آوازی که قافیهی هر بیتش نوای کشتن سر میداد و درندگی!
حکم، عدم فراموشی بود و همین مزید بر علت شده بود که او هیچ گاه در تشخیص انسانها اشتباه نکند حکم را از بر بود که چند لحظه پیش در فرودگاه آن چشمها را دیده بود و شناخته بود! همان چشمهایی که روزی پر شرارت به او خیره میشدند و دلش را میسوزاندند! درست مثل بچگیهایش بود فقط مانند او شمارهی سن و قدش عوض شده بود! پیشانیاش از این یادآوری چین میخورد و او راضیست! باید همین طور باشد! از یاد نمیبرد، میدرید، میکشت و گلویشان را همچون گرگی خون خوار پاره میکرد اتومبیل را با خشم فروخوردهای به داخل حیاط سنگ فرش شده هدایت میکند و از آن پیاده میشود! با کف دست ضربهی نه چندان آرامی به درب ماشین وارد میکند و …
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
