فایل کامل رمان نفسی دیگر PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان نفسی دیگر PDF دارای ۲۱۸ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان نفسی دیگر PDF :
داستان در مورد دختری به اسم بیتا هست که طی یک اتفاقاتی در یک مهمانی با پسری آشنا میشود که عاشق هم میشوند، پسر عموی بیتا از این علاقه با خبر میشود، بلاهای زیاد و مختلفی سر او میآورد تا این دو تا به هم نرسند اما آنها از تمام موانعی که سر راهشان قرار میگیرد عبور میکنند ولی نمیدانند که سرنوشت چه آیندهی سخت و مبهمی را برایشان در نظر گرفته …
تکه ای از فایل کامل رمان نفسی دیگر PDF
بعد از کلاس با ملیکا مشغول گپ و گفت بودم که یه نفر از پشت منو به اسم صدا زد: خانوم بیتا منیری. سرم و برگردوندم و دیدم که مرتضی محبی داره صدام میکنه. با دیدن من به لبخند زد و منم گفتم: سلام آقای محبی حالتون خوبه ایشالا؟ محبی: خوبم به لطف شما. ملیکا هم که دید ما حرفامون گل گرفته معذرت خواست و گفت که باید بره. بعداز کمی حرف و چاق سلامتی گفتم: اگه اجازه بدین به تاکسی بگیرم و برم که دیرم شده. محبی: مگه ماشین نیاوردین؟ -نه هر کاری کردم ماشینم صبح روشن نشد به خاطر همین هم با تاکسی اومدم. محبی: بفرمایید خودم میرسونمتون. -نه زحمت میشه خودم میرم. محبی: چه زحمتی بفرمایید میرسونمتون.
با هم به طرف ماشینش رفتیم ماشینش لکسوس مشکی بود، سوار ماشین شدیم و آدرس خونه رو بهش دادم و به طرف خونهمون حرکت کرد. محبی: ببخشید خانوم منیری شما بعد از دانشگاه میخاید چیکار کنید؟ -ببینیم خدا چی میخواد حتما به جای ابرومند مشغول به کار میشم. محبی: بله فهمیدم. -ببخشید چرا پرسیدید؟ محبی: اخه من یه شرکت دارم که با رشته شما هم سازگاره میخواستم اگه اشکالی نداشته باشه بیاید و اونجا طراح بشید. -اخه من که هنوز مونده تا تموم کنم. محبی: مشکلی نیست به گفته خودتون ماه مونده اونم چیز زیادی نیست. -بله خیلی خوب میشه ممنون. محبی: راستی میتونم فردا بیام دنبالتون با هم بریم یه جایی تا بیشتر با هم آشنا بشیم؟
-اخه ما تصمیممون خیلی فوری شد نمیخاید یه کم فکر کنید؟ محبی: من فکرامو کردم کی بهتر از شما، شما هم فکراتونو تا فردا بکنید، فردا میام دنبالتون تا به رستورانی جایی نظرتونو بهم بگین. -باشه چشم حتما. محبی: اگه مشکلی نیست شماره تماسی از من داشته باشید تا اگه مشکلی پیش اومد بهم خبر بدید. -بله مشکلی نیست. محبی: پس یادداشت کنید… ۰۹۳۷۷۹ -ممنون. محبی: خواهش میکنم. و جلوی در خونمون نگه داشت و منم پیاده شدم از هم خداحافظی کردیم و رفتم طرف خونه. در رو باز کردم وقتی سرمو برگردوندم دیدم هنوز وایساده …
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
