فایل کامل رمان ماهاراجه PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان ماهاراجه PDF دارای ۱۳۷۸ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان ماهاراجه PDF :

گیلدا دختر به شدت زیبا و جذاب که خانوادشو از دست داده و پیش داداشش زندگی میکنه یه روز که داداشش به ماموریت رفته زنداداشش اونو به یه نفر میفروشه تا اونو با خودش به هند ببره و اونجا پرستار ماهاراجه مردی فلج بشه;

تکه ای از فایل کامل رمان ماهاراجه PDF

همیشه اون مرد رو روی ویلچر دیده بودمش اما حالا صحیح و سالم روبروم نشسته و من ازش میترسیدم. بوی غذا که توی مشامم پیچیده اجازه نداد ناز کنم. وقتی گرسنگی بهم فشار میاورد مغزم کار نمیکرد. از تخت پایین رفتم و کنار میز وایسادم. با دیدن غذاهایی که دوست داشتم آب دهنم رو قورت دادم و خواستم روی صندلی بشینم اما ماهاراجه دستش رو دور کمرم انداخت. تو یه حرکت منو روی پاهاش نشوند و با دستاش قفلم کرد. تقلایی کردم و گفتم: -بذار برم;ولم کن بی توجه بهم دماغش رو روی گردنم کشید و گفت: -آروم بگیر توله این همه صبر نکردم که حالا ولت کنم.

از برخورد ریش هاش با پوستم تنم مور مور میشد. با اینکه ازش میترسیدم ولی حس خوبی منو قلقلک میداد. گردنم رو کج کردم و با لبای اویزون گفتم: -ولی تو قول دادی; همین حرکت کافی بود که با انگشتاش گونه هام رو فشار داد. لبام که بیرون افتاد هیس کشداری گفت و سرش رو جلو آورد: -لبات و اونجوری نکن جوجه رنگی ماهاراجه نمیتونه ازت بگذره قبل از اینکه حرفاش رو حلاجی کنم لبام رو محکم بوسید و به دندون گرفت. لبای بیچاره م زیر دندوناش متورم میشد و زیر اون بوسه های خشن نمیتونستم نفس بکشم. صدای ناله م که بلند شد بالاخره سرش رو عقب کشید. شستش رو روی لبای متورمم کشید و گفت:-غذا که خوردیم بعدش در موردش تصمیم میگیرم.

حس میکردم داره دروغ میگه ولی اخمی کردم. انگشتام رو روی لبام کشیدم و غر زدم: -لبام و کندی خب! لاله گوشم رو بوسه کوتاهی زد و زمزمه کرد: -خوشمزه بود مثل خودت; بشقاب رو جلو کشید. من و بیشتر به خودش چسبوند و قاشق پر از پلو و خورشت رو که جلوی دهنم گرفت با خجالت چشم دزدیدم و گفتم: -یه سوال بپرسم؟ سرش رو به علامت بپرس تکون داد و من در حالیکه تنم گر گرفته بود آب دهنم رو قورت دادم و گفتم: -از کی حال تون خوب شد; یعنی منظورم اینه; وقتی بهتون دارو ندادم;یا; تو گلو خندید و گفت: -تو کدوم شو بیشتر دوست داری؟

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.