فایل کامل رمان خانوم خلافکار من PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان خانوم خلافکار من PDF دارای ۱۳۷۸ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان خانوم خلافکار من PDF :
داستان راجب پسریه که سن زیادی داره؛ با خیلی از مردم ارتباط داشته اما تاحالا دلبسته کسی نشده و عشق رو تجربه نکرده. به خاطر گذشته تلخش و زجرهایی که پدرش کشیده به سمت راه پر پیچ و خمِ انتقام قدم برمیداره. در کوچه پس کوچههای این حس سیاه، بالاخره نوری میبینه. اون عشقی خالصانه رو پیدا میکنه که رسیدش بهش، شاید فقط در دنیای آرزوها ممکن باشه….
تکه ای از فایل کامل رمان خانوم خلافکار من PDF
صبح زودتر از همیشه از خونه زدم بیرون که برسام نمیبینم همین الانشم مطمعنم شک کرده ولی نباید بفهمه که منم خیلی اروم در واحدمو بستم. دکمه اسانسور زدم که دیدم درسته و برقاش روشنه خوشحال منتظرش موندم پاهام شکست از بس ۶طبقه رو بالا پایین رفتم. به واحد برسام زل زدم چقدر این پسر تیز بودش اسانسور اومد و رفتم توش تا دکمه رو زدم و خواست درش بسته شه یهو دیدم در اسانسور خیلی سریع باز شد و برسام خودشو انداخت داخل اسانسور و نزدیکم شد.
با ترس چسبیدم به اسانسور این اینجا چیکار میکرد دیگه؟ هیچ راه فراریم نبود منی که از هیچ عالم و ادمی نمیترسیدم جدیدا حتی اگه پشه نر هم نزدیکم میشد قالب تهی میکردم ; با دقت به تک تک اجزای صورتم خیره شد و اروم زمزمه کرد : باور نمیکنم که خودتی. دیگه انقدر عقب رفته بودم و به اسانسور چسبیده بودم که حس میکردم جزئی از اسانسورم ! ترسیده به چشمای عسلیش زل زدم . میخواستم چیزی بگم ولی فکم قفل کرده بود.
+ چرا از من فرار میکردی ؟ میدونی چقدر دنبالت گشتم ؟ اصلا اینهمه مدت کجا بودی ؟ با یاداوری اونهمه زجری که کشیدم اشک تو چشمام جمع شد. یهویی انگار که تعجب کنه گفت : اوینایی که هیچکی نمیتونست ناراحتیشو ببینه به همین راحتی داره اشک میریزه ؟ نکنه واقعا خوابم ؟ هه ! از چی خبر داشتی برسام ؟ از اون همه شکنجه که من متحمل شدم خبر داشتی ؟ از در به دری هایی که کشیدم ، آزارهایی که دیدم ، شکنجه هایی که شدم. با صدای خش داری گفت : با توعم دِ حرف بزن دیگه لعنتی ;
وقتی دید جوابشو نمیدم داد کشید : با توعم دیگه جون به لبم کردی یه چیزی بگو. در همین حین اسانسور تو طبقه مورد نظر وایستاد که برسام دوباره دکمه رو زد برای طبقه .۶ یه قطره اشک از چشمم ریخت بیرون که اروم گفتم : ولم کن فقط ; نفس آسوده ای کشید و یهویی اخماشو کشید توهم و گفت : این همه مدت کجا بودی ؟ چرا از من فرار میکردی ؟ چجوری اومدی اینجا ؟ هنوز اثرات گریه تو صورتم پیدا بود که منم مثل خودش اخمامو کشیدم توهم و با صدای گرفته ولی اروم گفتم..
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
