فایل کامل رمان بر دلم حکمی راند PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان بر دلم حکمی راند PDF دارای ۹۸۶ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان بر دلم حکمی راند PDF :
بهترین دوست بابام بود و من دختر خونده و عزیز دلش بودم! چهارده سال ازم بزرگتر بود و عاشق رفتار مردونهش شدم! اون هرچیزی که میخواستم بهم میداد بهجز یک چیز، خودش رو;! هیچجوره حاضر نبود به رفاقتش به پدرم خیانت کنه و با دلبریام وسوسه بشه پس مجبور شدم یه شب که مسته پا به اتاق خوابش بذارم تا برای همیشه مال من بشه ولی نمیدونستم که;
تکه ای از فایل کامل رمان بر دلم حکمی راند PDF
فرهان جان کم کم داره سی و چهار سالت میشه ها پس کی میخوای دست بجنبونی؟ آخرش تو تنهایی میپوسی. فرهان خندید و سرش را تکان داد. _مشکلی باهاش ندارم نگران من نباش الناز به جاش شوهر خودت رو کنترل کن. الناز خندید و نگاهی به من که با قبلی سوزان نگاهشان میکردم انداخت. _شوهر من خودش هوای دلش رو داره فرهان خان; جدی اجازه بده به یکی از دوستهام معرفیت کنم. اسمش رکساناست از خوشگلی و خانومیش هرچی بگم کم گفتم; کمی مکث کرد و ذوق زده ادامه داد: _هفته ی بعد یه روزت رو خالی کن واسه تون یه قرار جور کنم با هم آشنا بشید.
هان؟ میگفت و نمیدید تن دخترکش چطور به لرزه افتاده. _ببینم چی میشه خواهشا مثل دفعه ی قبل سرخود کاری نکن الناز. دستم به سمت گردنم رفت و به سختی نفس کشیدم. این مرد نمیتوانست برای کسی جز من باشد. سا لها دلم را زیر پایش نگذاشته بودم که یک روزه زنی از راه برسد و کسی که مال من است را از چنگم بیرون بکشد!” تا به آن روز کارهای احمقانه و عجیب و غریبی برای دور کردن بقیه ی زن ها از او از من سر زده بود. ولی اینبار موضوع انقدر جدی شد که حتی پای بابا آرش هم وسط کشیده شد و قصد داشت هرطور شده فرهانِ مرا به وصال آن زنیکه برساند.
دیشب فقط قرار بود به عادت همیشه برایش مقداری غذای خانگی بیاورم که زخم معده اش آزارش ندهد ولی با دیدن حال و احوالش فکری وحشتناک به سرم زد. تنها بود و به شدت مست، آن رفیق احمقش آرمان مثل همیشه کنارش نبود و این تنها موقعیتی بود که میتوانستم روح و جسمم را به نامش بزنم و خودم را از ترس از دست دادنش خلاص کنم. خودم هم در حالتی چندان عادی به سر نمیبردم و با نمیتونستم با همه ی عقلم سلیمی که در سرم است تصمیم بگیرم. برای لحظه ای ترسیدم ولی من خیلی وقت بود که آب را از سر گذرانده بودم! آنقدر دوسش داشتم که عاقبت اینکار، روابط خانوادگیمان، رفاقتی که به پایان میرسید و شراکت عمیقشان ذره ای برایم اهمیت نداشت و تصمیم گرفتم همه شان را زیر پا بگذارم!
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
