فایل کامل رمان سخت مثل سنگ PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان سخت مثل سنگ PDF دارای ۳۰۹ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان سخت مثل سنگ PDF :

درمورد دختری به اسم حور که دارای یک قُل دیگه به اسم رویاست که شر و شیطون‌تر از حوریه می‌باشد. نامزد حوری که یک‌ماه مانده به ازدواجشان، او را ترک کرده. خانواده‌اش می‌خواهند تا او به عقد پسرعمه‌اش سعید دربیاید تا آبروی از دست رفته‌ی آن‌ها را برگرداند؛ ولی حوری با این ازدواج شدیداً مخالف است. چون باز هم عاشقانه نامزدش را دوست دارد و;

تکه ای از فایل کامل رمان سخت مثل سنگ PDF

و بعد نگاهش رو به سمت من تغییر داد؛ بعدش هم فران خانوم صدایش زد که آیناز با یه ببخشید از کنار ما بلند شد و رفت. سرم رو به سمت گوش آروین بردم، و با اینکه خودم حدس زده بودم فران کیه؛ ولی باز هم از آروین پرسیدم: – این خانومه; فران کیه!؟ در چشمهام خیره شد؛ و بعد تر کردن لبش با زبانش گفت: – زن بابام! و بعد صدای مردی اومد که گفت: – چه عجب; آروین خان! باید زور بالا سرت باشه تا بیای و به پدر پیرت هم یه سر بزنی!؟ آروین نیشخندی زد؛ و گفت: – پدر پیرم نهکه خودش یادشه پسری هم داره؛ واسه همون من باید هر از گاهی بیام و یادآور بشم که من پسرشم!

– خب بچه، کم تیکه بنداز؛ میدونی که ایران نبودم! به مرد روبه رویم نگاه میکردم؛ پدر آروین که مردی اتو کشیده و جذاب بود مثل خود آروین. از حرفی که زدم چشمهام یهو گرد شد؛ من به آروین گفتم جذاب!؟ چرا من این موجود منفور رو تازگی ها خوب میبینم؟ چرا آخه!؟ پدرش با محبت سمتم اومد؛ و با لبخند گفت: – عروس خانوم ما ایشونن!؟ و آروین با تکان دادن سرش، تایید کرد. پدرش آغوشش را باز کرد؛ و گفت: – هردوتون بیاین اینجا ببینم! و بعد هردوی ما را در آغوش کشید؛ و همانطور که نگاهم میکرد، گفت: – آیناز میگفت مثل اسمت خوشگلی؛ ولی الان میبینم حق داشته، مثل حوری ها میمونی. لبخند خجولی زدم؛ و گفتم: – شما لطف دارین!

که صدای آیهان اومد که با داد میگفت: – بابا اون یکی عروست رو ببینی چی میگی؟ اون هم مثل اسمشه، انگار که آدم داره تو رویاهاش میبینه! پدر آروین لبخندی زد؛ و روبه آیهان گفت: – پدر سوخته! و آیهان با برداشتن سیبی که گاز زد؛ دندان هایش را به نمایش گذاشت و روبه من گفت: – چطوری حوری موری؟ نگاهش کردم؛ و گفتم: – خوبم. و روبه آروین دوباره گازی به سیبش زد؛ گفت: – تو چطوری عبوس خان؟ آروین هم زهرماری نثارش کرد که آیهان به خودش نگرفت؛ و روی مبل نشست. آیناز به همراه مادرش پیش ما برگشتن. در دست آیناز جعبه کادو شده بود که جلوی من روی میز گذاشت؛ و گفت: – ناقابله خوشگله!

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.