فایل کامل رمان استاد مسیحی PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان استاد مسیحی PDF دارای ۲۹۹ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان استاد مسیحی PDF :

اون مثل یه ماده‌ی شیمیایی میمونه که نمیتونی مجذوبش نشی. شهوانی، شیرین، و به طرز آزاردهنده‌ای کامل بود وقتی که سال پیش ترکش کردم. بدنم، حسی که وقتی زیرم بود رو به یاد می‌اورد و دوباره اون رو می‌خواد. قلبم به یاد می‌آورد که چطوری شکسته و می‌خواد تا اونجا که ممکنه دورتر بشه. اما اون همه جا هست، منو آزار میده، شکنجه‌ام میده، تمام دلایل منطقی رو نقض میکنه. من باید اون رو فراموش کنم، ادامه بدم و اون رو از قلب و ذهنم خارج کنم، اما برای انجامش باید برای اخرین بار اون رو داشته باشم. با یه بوسه شروع شد. ما هرگز نمی‌خواستیم عاشق شیم. اما من ۱۷ سالم بودم و بی خیال و اون ۱۹ ساله بود، زیبا و ممنوع. خانواده‌هامون هرگز قبول نمی‌کردن… و من برای نجات آینده‌اش قلبش رو شکستم. حالا پسری که ۷ سال پیش دوستش داشتم، مردیه که نمیتونم داشته باشم. اون به چیزی تبدیل شده که بدن من میخواد، قلب من می‌خواد… و نجابتم رو زیر سوال میبره.

تکه ای از فایل کامل رمان استاد مسیحی PDF

در مورد کار پیشنهادی علی با بابا و مامان صحبت میکردم که علی با لبخند وارد خانه شده و با سلام بلند بالایی نزدیکمان می شود. مامان با ذوق از خنده علی می گوید. الهی قربون اون چال لپت مادر چی شده؟ بابا روزنامه اش را برمیدارد. خانوم مگه دل شما قصابیه مدام قربونی میکنیش؟ لبخند میزنم دم بابای مهربانم گرم که این همه محبت خرج مامان می کرد.

البته این را هم منکر نمیشوم که احترام بسیار خوب مامان هم عامل مهمی هست علی با لبخند کنار بابا روی زمین مینشیند و مودبانه دستهایش را جلویش میگیرد. همیشه همین گونه بود با ادب و سربه زیر – راستش امروز سعی کردم زودتر بیام تا در مورد مطلب مهمی باهاتون حرف بزنم.. مامان با ذوق نگاهش میکند. بگو عزیزم.

من هم کنجکاوتر از بقیه کمی سمتش خم می.شوم یعنی چه می خواست بگوید؟ – راستش قرار شد تا آخر عید بهتون خبر قطعی اون مسئله رو بدم منم برای اینکه بدقول نشم پیش شما گفتم امروز بیام و خدمتتون بگم بابا میخندد حالا چه خوش قولم شده. مامان لبخند میزند. بچم همیشه خوش قوله.. با خنده میگویم.

مامان جان بسه انقدر قربونش ،نرو، جو میگیرتش در ظاهر میخندیدم بله واقعا خوشحال بودم اما ،راستش، نرگس را هم خیلی دوست .داشتم اما ،هرکس مصلحتی دارد علی با استرس مقابل آینه می ایستد و مشغول شانه زدن موهایش می شود. فاطمه.. فاطمه; همانطور که چادرم را روی سرم مرتب میکردم نزدیکش میشوم. جانم داداش؟ -خوبم؟ دورش چرخی میزنم.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.