فایل کامل رمان آنهدونیا PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان آنهدونیا PDF دارای ۶۹۷ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان آنهدونیا PDF :

در شبی سرد، دراگونوف جوان دختربچه‌ای را در قطار پیدا می‌کند و با کمک دوست خود شوبین، وی را به پرورشگاه می‌سپرد اما دیری نمی‌گذرد که شرایط عوض می‌شود و وی مجبور به پذیرفتن سرپرستی دختر می‌شود و;

تکه ای از فایل کامل رمان آنهدونیا PDF

آنقدر نزدیک به او ایستاده بود که نفس در سینه آلا حبس شده بود تا مبادا از روی نفس هایش پی به نگرانیاش ببرد. – قهوه رو تا گرم هست بخور. آلا که سرش را پائین انداخته بود با گفتن اوهوم تایید کرد و از روی ناخودآگاه قدمی به عقب برداشت که پایش روی برجستگی رفت و کمی تعادلش را از دست داد اما خوشبختانه قهوه نریخت. یوری از آلا فاصله گرفت و به طرف بخاری رفت و مشغول آن شد.

آلا همانطور که با نگاهش او را دنبال میکرد در ذهنش سبک سنگین میکرد که آیا او زیادی بدبین است یا نه، واقعا یک جای رفتار یوری مشکل دارد. – بیا خودت رو گرم کن! آلا جرعه ای از قهوه را نوشید و خود را کنار یوری، روبروی بخاری رساند. – چون گفتی تا حالا سیرک نرفتی میخوام همه سیرک رو نشونت بدم؛ شک ندارم خوشت میاد. – ام ممنون به خاطر کمکتون اما ما زیاد مزاحمتون نمیشم; وقتی دوستم به هوش بیاد از اینجا میریم.

– دوستت؟ مگه نگفتی نامزدت هست؟ آلا دستپاچه شد: – چرا چرا نامزدم هست، اما; خب; ما مثل دوست های صمیمی هم هستیم. آلا خودش هم میدانست حرفی که زده بود مسخره است و برای تنبیه خودش، گوشه ناخن شست خود را با ناخن اشاره خش انداخت. – باشه اما چه طوری میخواید برید؟ وقتی ماشینتون خرد و خمیر شده؟ یوری به فکر فرو رفت و آلا بقیه لیوان را سر کشید.

مدتی در سکوت گذشت سپس یوری گفت: – این زمستون خیلی سرد خواهد بود; اوضاع کشور هم که بهم ریخته; راهها رو هم کنترل میکنن کجا میخواید برید؟ – ما; قراره به کریمه بریم; بستگان من اونجا هستن. – آها کریمه; خیلی دور از اینجا نیست. آلا لیوان خالی را به دست یوری داد و لحظاتی به یکدیگر نگاه کردند سپس یوری دهان باز کرد تا چیزی بگوید اما شنیدن صدای ویکتور که با پزشک صحبت میکرد مانع او شد.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.