فایل کامل رمان بر گیسوی باد PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان بر گیسوی باد PDF دارای ۹۵۰ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان بر گیسوی باد PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی
خلاصه رمان:
جابر آخوندی که صدسال قبل بخاطر رودرواسی مجبور می شود به دختری درس طلبگی بدهد که دلباختهی او میشود! اما قبل از اینکه بتواند اقدامی کند… اما اکنون صد سال بعد محبوبه که وارد باند فسادی میشود، برومند رییس باند مردی جذاب، مغرور است که درصدد تصاحب او بر میآید اما محبوبه موفق به فرار میشود… در پایان ارتباط بین دو داستان مشخص میشود و …
قسمتی از داستان بر گیسوی باد :
بلاخره کاروان حاج سلیم از راه رسید گویا شهر دوباره جان گرفته بود هر کسی از هر کوی و برزنی دوان دوان به استقبال مسافرش میرفت تا به آغوش کشد دل تنگش را و رها شود ازین تنهایی خانمان سوز. میدان شهر مملو بود از زن و مرد کوچک و بزرگ، پیر و جوان. چشم چشم را نمیدید در این
گرد و غبار اسب و قاطرها شتران با آن بار و بنه ها و کجاوه هایشان مثل کشتی که در ساحل لنگر میاندازد آهسته می نشستند تا بلاخره این باری را که چند ماه تحمل کرده بودند در سر منزل مقصود پیاده کنند. حجاج مثل پرندهی رها شده از قفس از پشت گاری ها پیاده میشدند و در بر میگرفتند
عزیزان دلشان را. از چهرهی همهشان خستگی میبارید رئیس کاروان دستور داد اسباب و اثاثیه ها را پایین بیاورند. مثل روز محشر که هر کسی باید بار اعمال خود را به دوش بکشد وسایلشان را به دوش میکشیدند و چون نگینی در غلاف خانواده در برگرفته میشدند. بوی خون بود که از گوسفندان
سر بریده شده همراه اسفند مشام را پر میکرد صدای سلام و صلوات در گوش ها میپیچید. حاج سلیم خسته و فرسوده از شتر پایین آمد جمعیت برای در آغوش کشیدنش مسابقه گذاشتند چشم میچرخاند تا مثل همیشه سید صابر را ببیند که جزو اولین استقبال کننده ها بود با ندیدنش گویا خستگی ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
