فایل کامل رمان به سیاهی سرم چشمانت (جلد اول) PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان به سیاهی سرم چشمانت (جلد اول) PDF دارای ۴۲۵ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان به سیاهی سرم چشمانت (جلد اول) PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی، معمایی

خلاصه رمان:

سرمه بعد از یه تصادف فراموشی می‌گیره و به عنوان خدمتکار در خونه‌ی خودش مشغول به کار میشه و خبر نداره خانوم اون خونه است، چون قبل تصادف از خونه فرار کرده و می‌خواسته فرار کنه، حالا شوهرش واقعیتو بهش نمیگه و مثل یه خدمتکار باهاش برخورد می‌کنه ;

قسمتی از داستان به سیاهی سرم چشمانت :

تمام بعداز ظهر را داخل آشپزخانه ماندم و خودم را با کارهای جزئی و سبک سرگرم کردم تا به پذیرایی نروم وگرنه لنگیدنم جلب توجه می‌کرد و آن موقع بود که به قول خانم روزگارم سیاه میشد!!! شب رضوان دیرتر رفت و خودش چای آقا و خانم را برد تا قضیه افتادن من از روی چهارپایه لو نرود. بعد

از رفتن رضوان خانم سریع فلاسک را از آب جوش پر می‌کنم تا به همراه شیشه شیر به طبقه بالا ببرم. سینی را پشت در اتاق می‌گذارم و آرام در می‌زنم: آقا فلاسک و شیشه شیر و گذاشتم پشت در. قصد رفتن می‌کنم که صدایم می‌کند: بیا تو کارت دارم. به شانس خودم لعنت می‌فرستم و وارد اتاق می شوم.

آقا کنار چهارپایه ای که امروز داخل اتاق بردم، ایستاده است آب دهانم را به سختی قورت می‌دهم و با استرس به سمت میز می‌روم. آقا کاملاً روی من دقیق شده است دست و پایم شروع به لرزیدن می‌کند و به سختی سینی را روی میز می‌ گذارم آقا همان طور که دست به سینه ایستاده می‌گوید: این

چهار پایه اینجا چیکار می‌کنه؟ لکنت می‌گیرم و با انگشتانم بازی می‌کنم: این; این; اجازه حرف زدن نمی‌دهد: چرا میلنگی؟ مطمئنم که متوجه موضوع شده است و دروغ گفتن فایده ای ندارد. با التماس نگاهش می‌کنم: تو رو خدا در مورد این موضوع به مادرتون چیزی نگید و گرنه اذیتم می‌کنه ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.