فایل کامل رمان سایه سرخ PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان سایه سرخ PDF دارای ۵۹۱ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان سایه سرخ PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، ازدواج اجباری
خلاصه رمان:
رستا بعد مرگ نامزدش، درست روز عروسیش دچار افسردگی شدیدی میشه. پدرش برای بهبودی رستا مجبورش میکنه با امین ازدواج کنه ولی نمیدونست امین با سو استفاده کردن از محبت رستا، ازش چک و سفته گرفته تا; یک شب بعد شکنجههای امین، رستا بچشو سقط میکنه. امین سریع رستا رو به بیمارستان میرسونه و; وقتی چشم باز میکنه امین رو نمیبینه.. رستا بخاطر پیدا کردن امین حرف پیمان رفیعی خواستگار قدیمیش رو قبول میکنه و پا تو راهی میزاره که ; رستا با خواهرش رها کنار پیمان و دوستش فرشاد امیری سر قراری حاضر میشه که دنیای هر دو خواهرو عوض میکنه ;
قسمتی از داستان سایه سرخ :
از درد شدید جیغ کشیدم و چشم باز کردم تنها چیزی که فهمیدم یورش رها سمتم بود: رستا; رستا; خواهری; ببین من اینجام. خواستم دستش را از روی قفسه سینهام که سعی میکرد آرامم کند پس بزنم که چیزی مانع پیشروی دستم شد. رها وحشت کرده مچ دست را گرفت: چیکار میکنی مواظب
باش الان سوزن سرمت در میاد.. درد اجازه نمیداد آرام باش. -ولم کن; وای دلم.. ای وای کمرم.. رها سراسیمه دکمه بالای سرم را فشرد: الان دکتر میاد تورو خدا آروم باش; نتوانست دردم را نالهام را تحمل کندو با صدای بلند پرستار را صدا کرد: پرستار; پرستار؟!; در باز شد و پرستاری شتاب زده وارد
اتاق شد. -چیشده خانم چرا اینجارو گذاشتین رو سرتون. نگاه خشمگینم سمتش رفت. داشت به قول خودشون پروتکل های ایمنی را رعایت میکرد. ماسک فیلتردار را روی دهانش زد و خواست دستکش هایش را بپوشد جیغ زدم: نمیبینی درد دارم; ای خدا; بیخیال دستکش هایش نشد. -الان برات
مسکن میزنم کمی آروم باش; تکانی خوردم و رها با هر دو دست صورتم را گرفت: خواهری; قربونت برم کمی تحمل کن الان بهتر میشی. پرستار سرنگ را باز کرد بلاخره. -ضربهی بدی خوردی عزیزم; تحمل کن الان بهتر میشی.. مغزم شروع به تجزیه و تحلیل کرد، ضربه خوردنم امین و بچهای که نباید میماند ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
