فایل کامل رمان سوگلی شیخ PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان سوگلی شیخ PDF دارای ۱۳۷۴ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان سوگلی شیخ PDF :
نگار دختر ۲۰ ساله ای که سوار ماشین مرد مسن و پولداری میشه تا تیغش بزنه بی خبر از اینکه اون مرد رئیس یک باند مافیا در دبی هست و میشه سوگلیِ شیخ! اما به محض ورود به عمارت عاشق فواد، پسر شیخ میشه و اونا رابطه عاشقانه و پنهانیشون رو شروع میکنن. همه چیز از اونجایی شروع میشه که شیخ وسط سکس نگار و فواد سر میرسه و;.
تکه ای از داستان سوگلی شیخ
میدونستم بذر شک توی دلش کاشته شده اما شهامت به زبون آوردنش رو نداره چون توی این دنیا بیشترین چیزی ازش میترسه، ضربه خوردن از جانب منه لوکاس که سکوت عامر رو دید، خشمگین تر شد توی یه حرکت ناگهانی جلو اومد و مشت محکمی توی صورت عامر کوبید همون لحظه پنج بادیگاردی که پشت سر من و عامر قرار داشتن اسلحه هاشون رو بیرون کشیده و سمت لوکاس گرفتند من هم اسلحه مو از پشت شلوارم بیرون کشیده و لوکاس رو هدف قرار دادم.
حالا نوبت افراد لوکاس بود اون ها هم اسلحه هاشون سمت ما اومد همهی این اتفاق در عرض چند ثانیه رخ داد عامر در حالی که خون توی دهنش رو روی زمین تف میکرد، دستش رو بالا گرفت به معنی اینکه خشونت لازم نیست و اسلحه هامون رو غلاف کنیم لوکاس پر غیض گفت – Say Something Motherfocker!( یه چیزی!) بگو ;.
عامر مثل خودش خشمگین نگاهش کرد – Tell your people to go and we will talk به افرادت بگو برن صحبت میکنیم لوکاس مشکوک به عامر خیره شد و بعد با حرکت دست به افرادش فهموند سوله رو ترک کنن من هم به بادیگارد های عامر اشاره کردم تا برن توی اون سوله ی تاریک که تنها با یک لامپ زرد رنگ روشن بود، فقط ما سه نفر مونده بودیم دستمال از جیبم در آوردم و به سمت عامر گرفتم تا خون روی لب ها و دماغش رو پاک کنه.
با حرص دستمال رو از دستم کشید و نگاه غضب ناکی به سمتم انداخت بعد پاک کردن صورتش گفت – A mistake has been made We never deliver low-quality weapons (یه اشتباهی) شده ما هیچوقت اسلحه بی کیفیت تحویل نمیگیریم لوکاس عصبانی و بلند خندید – Then this mistake should happen to me I don’t believe this nonsense اونوقت این اشتباه باید برای من رخ بده؟! باور نمیکنم این !مزخرفات رو جلو تر اومد و یقه ی پیراهن عامر رو گرفت برای حفظ ظاهر به طرفداری از عامر جلو رفته و مچ دست لوکاس رو گرفتم.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
