فایل کامل رمان ب PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان ب PDF دارای ۲۹۶۲ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان ب PDF :

-مامان؟ بچه‌ها بازیم نمی‌دن; مادر جلوش زانو زد تا هم قدش شه. اشک‌هاش رو پاک کرد و با صورتی که انگار از جوانی پیر بود، گفت: -کاش بزرگم که می‌شی بازیت ندن مامان;

تکه ای از فایل کامل رمان ب PDFازی

مامان اما سر بالا انداخت و گفت: نه ولی گفت به خواهرش میسپره ایلای رو ببرن مدرسه اش. ابروهام بالا رفت. فیس بابا خوابید: -پوف فکر کردم چی شده چه فرقی داره این مدرسه و اون مدرسه؟ پول میشه؟ مامان چشم غره رفت معلومه که فرق داره از اون مدرسه درست حسابیاس. خواهرش مدیر شه ها کلی پول مدرسه اس، ولی از ما نمی گیرن. خوشحال نشدی ایلای؟

خوشحال؟ نمیدونم; خوشحال بودم؟ استرس داشتم؟ کلی پول مدرسه بود; حتما دانش آموزاشم پولدار بودن. می رفتم قاطی پولدارا این خوب بود؟ یا استرس کیف پول و خوراکیام بیشتر می شد؟ فقط نگاه مامان کردم و مامان گفت: خیلی تعریف معلماشونو میکرد. بچه هاشم همین طور. همه از خانواده های درست آدمای خوب. ناخوداگاه بغض کردم همه جز ما.

بابا خندید همونو بگو بگو جای مدرسه شهریه اشو بده خودمون. مدرسه نمیخواییم. مامان مثل همیشه حرص خورد اما چیزی نگفت. نزدیکم شد، دستش رو دور صورتم گرفت و گفت: چرا جز ما مامان؟ ما آدمای بدیایم؟ – مگه درست حسابی ایم مامان؟ اونا همه شون باباهاشون دکتر، مهندس ماماناشون معلم و هنرمند! من بگم بابام سرایداره و مامانم کارگر؟

مامان به آن چشم هاش پر شد دخترم تو میری اونجا که درس بخونی نه که; بابا حرف مامانو برید – ایلای راست میگه بیخود بره توقعات اونارم بگیره. مامان این بار حرصی جواب داد: تو چیزی نگو آصف ایلای؟ به من گوش بده مامانم. اشکم چکید: – آبروم میره مامان شرمنده نگاهم کرد و ;. مامان هم بغض کرد. شرمنده نگاهم کرد و گفت: اصلا نگو چی کارهایم بگو کار آزاد، خب؟ اما برو مامان. برو درس بخون.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.