فایل کامل رمان بی همسرای PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان بی همسرای PDF دارای ۴۴۷ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان بی همسرای PDF :
ژانر رمان : اجتماعی
خلاصه رمان:
داستان زندگی چند زن و مشکلات به وجود آمده از ازدواج آنها. ازدواجهایی که عادی نبوده و زندگی رو برای زنهای داستان سخت کرده. حالا باید این زنها گلیم خودشون رو از آب بکشند بیرون که بعضی هاشون تنهان و بعضی هاشون هم شاید کسی رو داشته باشند اما… پ.ن: برداشتی آزاد از زندگی واقعی چند زن …
قسمتی از داستان بی همسرای :
روی یکی از صندلیهای سرد ترمینال نشسته بود. نگاهش پی آسفالت بود و فکرش پیش فردا; امان از این فکری که هیچ وقت با چشم هماهنگ نیست. یعنی فردا چه خواهد شد؟ واکنش سعید چه خواهد بود دربرابر کنشهای این دختر و دیگران؟ بابا سروش؟ مهرانه خانوم؟ نگین و خانوادهاش؟ بعدش چه میشود؟ فکر بعدش
را نکرده فکر بعد کردن اصلا در مرامش نیست. اگر فکر بعد را می کرد که کارش به این جا نرسیده بود. کلافه شده بود از صدای بوق گوشخراش اتوبوسها و رانندههایی که با صدای بلندشان مسافران را فرا می خوانند که مبادا از حرکت جا بمانند و مسافرانی که ساک و چمدان به دست با سر و صداهای فراوان از مقابلش میگذشتند.
چند جوان دیلاق و لاابالی هم متلک گویان از کنارش گذشته بودند یکی از زیبایی اش گفته بود و دیگری از تنهایی اش و این آخری بد قواره حرف رکیکی زده بود که مجبور شد چند صندلی در جا زده و اینجا بشیند; لعنت بر مردم آزار. جای یک مرد عجیب خالیست که مشت هایش دهان این یاوه گویان را نشانه برود و رگ غیرتش
باد کند و پشتش چون کوه بایستد تا همه بدانند که این مادر مرده از همه جا رانده شده، بی سر و صاحب نمانده که هر ننه قمر بی یال و دمی برایش دندان تیز کند; -هرگز حدیث حاضر غایب شنیده ای؟ شهره را به نگاهی مهمان کرد. فرهاد چقدر خوشبخت است که همسری چون شهره دارد و شهره از این بابت خوشبخت تر ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
