فایل کامل رمان اوهام PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان اوهام PDF دارای ۹۷۰ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان اوهام PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، معمایی

خلاصه رمان:

نیکو توی بیمارستان به هوش میاد در حالی که همه حافظه اش رو از دست داده; به گفته روانشناس، نیکو از قبل دچار مشکلات روانی بوده و تحت درمان; نیکو به خونه برمی‌گرده ولی قتل های زنجیره ای که اتفاق میوفته، باعث میشه نیکو بخاطر بیاره که …

قسمتی از داستان اوهام :

حس می‌کردم غریبه ای هستم که در حال کلنجار رفتن با غریبه‌ای دیگر، به اسم شوهرم هستم. -هستی؟ تنها سرش را به نشانه مثبت تکان داد. از پله ها بالا رفتم هوا همچنان ابری بود اما حداقل از آن بارش سیل اسا دیگر خبری نبود. روی تخت ولو شدم ترس دوباره در ذهن و روحم بالا آمده بود. ترس از دیدن توهماتی که وجود

خارجی نداشتند. یعنی چه بوده است؟ چه چیزی می‌دیدم؟ چه توهمی؟ چه ترسی؟ اصلا چه کسی بودم؟ چه گذشته ای داشتم؟ لرزیدم. لحاف را کشیدم و زیر لحاف چپیدم. با آنکه تازه از خواب بیدار شده بودم اما دقیقه ایی بعد، به خوابی بی رویا فرو رفتم.  وقتی از خواب بیدار شدم هوا رو به تاریکی بود. نگاهی به ساعت

کنار تخت کردم خیلی دیر نبود و تازه دوو نیم بود. اما به خاطر ابر تیره و غلیظی که اسمان را پوشانده بود، هوا کاملا تاریک شده بود برخاستم و نشستم سرم کمی گیج می‌رفت. چند لحظه نشستم تا جریان خون به آرامی در بدنم سرازیر شود. از بیرون صدای زمزمه ای یکنواخت می‌آمد. چیزی مثل اخبار در طبقه پایین سیمین خانم

در اشپزخانه بود و فرحان روی کاناپه مقابل تلوزیون نشسته بود و اخبار نگاه می کرد لباس بیرونش حالا با یک شلوار ورزشی و یک تیشرت ساده عوض شده بود. حالا به نظر قابل دسترس‌ تر می‌‌آمد، تا آن مرد اتو کشیده ای که از بیرون آمده بود. روی زانویش یک روزنامه که تا کرده بود، قرار داشت و او اما به تلوزیون خیره شده بود ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.