فایل کامل رمان غیث PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان غیث PDF دارای ۲۲۶۷ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان غیث PDF :
ژانر رمان : عاشقانه
خلاصه رمان:
همیشه اما و اگرهایی در زندگی هست که اگر به سادگی از روشون رد بشی شاید دیگه هیچوقت نتونی به عقب برگردی و بگی «کاش اگر;» «غیث» قصه اما و اگرهاییه که خیلیها به سادگی از روش رد شدن; گذشتن و به پشت سرشون هم نگاه نکردن; اما تعداد انگشت شماری بودن که میون شایدهای زندگیشون تأمل کردن و اون چیزی رو که میخواستن به دست آوردن; تو قصهی «غیث» قراره با چهار شخصیت اصلی همراه بشیم. بعضیها تأمل کردن و بعضیها رد شدن; به زودی با غیث، وهاب، عاتکه و طهورای داستان «غیث» همراه خواهید شد ;
قسمتی از داستان غیث :
غیث با عصبانیت از کتابخانه خارج شد، به دنبالش عاتکه خشمگین و با صورتی سرخ از عصبانیت پدرش را ترک کرد. هنوز هم باورش نمیشد که پدرش اورا مجبور کرده بود تااین مرد را کنار خود تحمل کند غیث در حالی که پارچه رنگی را چند دور میان انگشتانش می پیچاند عصبی از پله ها پایین رفت و زیر لب غرغر میکرد تحملش
را نداشت. تحمل این رفتارهای رئیس مأبانه و دستوری را نداشت. اگر به خاطر قولی که داده بود نبود هرگز دوباره به این عمارت باز نمی گشت. پایین پله ها نگاه اخم آلودش چرخید و به بالای پله ها خیره شد. عاتکه بی آنکه نگاهی به او بیاندازد وارد اتاقش شدو در را محکم پشت سرش بست. دندان روی هم سایید و زیر لب گفت:
لعنت بهتون.. به سوی در قدم برداشت و خشمگین از عمارت خارج شد هرگز فکرش را نمیکرد که شیخ دخترش را به او بسپارد مردی که سالها پیش به خاطر بچه شیعه بودن غیث دخترکش را مناسب دوستی و همبازی بودنش نمیدانست امروز بادی به غبغب انداخته و تا روز عروسی عاتکه را به سپرده بود باید یک هفته تمام خرده
فرمایشات دخترکش را اجرا میکرد و دم نمیزد. باید تمام هفته عاتکه را کنار و نزدیک خود تحمل میکرد چون همسرش کنارش نبود. وقتی وارد ساختمان سرایداری شد تمام خشم و عصبانیتش را با پرت کردن دستمال به زمین نشان داد. چنان با قدرتی دستمال را به زمین کوبید که انگار تکه سنگی ست نگاه فیروز علی که ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
