فایل کامل رمان PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان PDF دارای ۳۳۱ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان PDF :
ژانر فایل کامل رمان PDF : عاشقانه، اجتماعی
خلاصه فایل کامل رمان PDF:
اتوبان مثل ماری سرد و تاریک به ناکجا آباد میرفت. باد سرد اواخر زمستان گاهی تکانی به ماشین میداد اما سرعت پژوی سیاه آنقدر زیاد بود که در مقابل باد سر خم نکند. جای تعجب داشت اتوبان که همیشه حتی در آن ساعت شلوغ بود آن شب خلوت بود و جز تک و توک ماشین هایی که شاید از مهمانی به خانه بر میگشتند خبری نبود اما راننده پژو شاید به عادت همیشه در خطوط خالی و خلوت لایی میکشید. همراهش سر خوش و هیجانزده بیآنکه از دیوانه بازیهای دوستش بترسد همراهی اش میکرد ;
قسمتی از داستان از این همه جا :
مامان گلی برای چندمین بار پرسید: گفتی شایان کجا رفته بود؟ صدای گیتی از شدت گریه گرفته بود و بالا نمیآمد ملتمسانه به خواهرش که روی صندلی آشپزخانه از حال رفته بود نگاه کرد اما به جای او بهرام به صدا آمد: رفته بود خونه دوستش منتها شب برنگشته. بعد رو به گیتی کرد: به عقیده
من که شایان صحیح و سالمه احتمالاً به همراه خسرو زنگ زده; بعد انگار که بخواهد خودش را قانع کند، گفت: شایان برای چی باید تو اتوبان باشه؟ اونم شب تعطیلی که ماشین گیر نمیاد.اون اگه میخواست برگرده خونه انقدر عقلش می رسید به آژانس زنگ بزنه. گیتی از میان پلکهای متورم و
خیسش به آشپزخانه مدرن و بزرگ خانه خواهرش نگاهی انداخت چشمش روی ماشین ظرفشویی جدید و نقرهای ثابت ماند فکر کرد دفعه پیش اینجا نبود قبل از آنکه درباره ظرف شویی حرفی بزند به خود نهیب زد پسرت گم شده میخوای از قسمت و مدل ماشین ظرفشویی بپرسی؟ بعد بغض آلود
نالید:
نمیدونم اگه شایان صحیح و سالمه چرا یه زنگ نزده؟ اونکه میدونه ما الان نگرانیم. لیلی باصدای آهسته جواب داد: شاید تلفن زده دیده کسی خونه نیست. مامان گلی برای هزارمین بار از جلوی چشمانشان رژه رفت خوب زنگ میزد به ما اونکه میدونه مادرش اگه خونه نباشه یا خونه توست یا خونه من ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
