فایل کامل رمان سس خردل (جلد اول) PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان سس خردل (جلد اول) PDF دارای ۱۸۱۵ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان سس خردل (جلد اول) PDF :

ژانر رمان : طنز، عاشقانه، اجتماعی

خلاصه رمان:

ناز دختر فقیری که برای اینکه خرجش رو در بیاره توی ساندویچی کوچیکی کار می‌کنه. روزی از روزا، این‌ دختر سر به هوا به یه بوکسور معروف، امیرحافظ زند که هزاران کشته مرده داره، ساندویچ پر از سس خردل تعارف می‌کنه و غافل از اینکه امیرحافظ به سس خردل حساسیت داره و نمی‌دونه. قراره بخاطر این سس خردل زندگیشون بهم گره بخوره! ;

قسمتی از داستان سس خردل :

اومدم بیرون و امیر حافظ ویلچر بابا رو به سمت بیرون آروم هل داد. درو قفل کردم و هول زده دنبالشون راه افتادم. در حینی که امیر حافظ مشغول سوار کردن بابا تو ماشین بود، با صدای سوتی که اومد هر سه نفرمون سرمون به سمت صدا برگشت مهران و دار و دسته اش طبق معمول معرکه گرفته بود.

-به به آقای بوکسور معروف. لبم رو گاز گرفتم. مطمئن بودم یه ابرو ریزی تو راهه; فورا پیشدستی کردم. -بهتره بریم داره دیر میشه. ولی دوباره صدای نحس مهران بلند شد. -چه عجله ایه حالا خوشگلم. و قبل از اینکه بتونم چیزی بگم با کشیده شدن بازوم پرت شدم سمتش; این وسط امیرحافظ

با چشمای ریز نگامون می‌کرد. -ببین جناب بوکسور; فشار دستش دور بازوم بیشتر شد: این دختر برای منه. با این حرف ناباور برگشتم و نگاهی بهش انداختم; چی داشت می‌گفت؟ برخلاف مهران که معرکه راه انداخته بود امیرحافظ با همون پرستیژ خاصش چنگی لای موهاش زد و گفت: خب؟ الان

می‌خواستی به رخم بکشی؟ و قبل از اینکه مهران چیزی بگه اشاره‌ای بهم بهت زده کرد: مثل اینکه عروس خانوم خودشون خبر ندارن; با این حرفش اروم خندید و منم پقی زدم زیر خنده. لامصب بد تخریب می‌کرد. مهران یکم سرخ سفید شد ولی کوتاه نیومدو قلدر گفت: ایشالا به زوری رسمیش می‌کنم ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.