فایل کامل رمان آرامش پنهان PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان آرامش پنهان PDF دارای ۷۱۴ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان آرامش پنهان PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی، انتقامی

خلاصه رمان:

دلارا دختری است که خانواده خود را سال ها پیش از دست داده است و به تنهایی زندگی می‌گذراند. روزی آگهی استخدام نیرو برای یک شرکت مهندسی کامپیوتر را در اینستا مشاهده می‌کند و برای مصاحبه پا به این شرکت می‌گذارد و با مردی درد کشیده و زخم خورده آشنا می‌شود، مردی که زندگی دلارا با او گره می‌خورد و آشنایی که چندان اتفاقی نیست! ;

قسمتی از داستان آرامش پنهان :

شال خاکستری خون آلود از زخم سری را که چهار بخیه خورده بود، روی سر پانسمان شده ام مرتب کردم پای راستم را تکان تکان می‌دادم و به حرکات پارسا که مثل پاندول ساعت از چپ به راست می‌رفت و برعکس، نگاه می‌کردم. آن هم در حالی که ذهنم مسئله دیگری را پردازش می‌کرد. مسئله ای

دردناک و حزن انگیز مسئله ای که بازیگران نقش اصلی اش، خانواده بود و تنهایی و نگرانی مسئله‌ای که می‌گفت جالب است اکنون که ساعت یک بامداد را هم رد کرده است تو کسی را نداری که بابت تأخیرت نگران باشد و بابت موبایلی که در ماشین جا گذاشته ای و حتما تا الان صدبار زنگ خورده

است و تو جواب نداده ای اظهار نگرانی کند کسی نیست که تو با شتاب و نگرانی از موبایلت یاد کنی تا به او خبر بدهی که نگران نشود. کسی نیست که نگران باشی صورت کبود و سر زخمیات را ببیند. کسی نیست که حتی مرهم بگذارد بر صورتی که قطعا فردا صبح کبودتر می‌شود دست نوازش بکشد،

بر سری که زخمی و دردآلود است و تکان پاهایم شدیدتر شده بود و هم زمان پلک هایم تندتند بر هم می‌خورد تا از ریزش اشک‌هایم جلوگیری کند. این افکار درست از زمانی که آقای موحد به منی که منتظر بودم تا دکتر از اتاقی که کارن در آن بستری است، بیرون بیاید تا بتوانم ببینمش گفت که دیر وقت است ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.