فایل کامل رمان بانوی رنگی PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان بانوی رنگی PDF دارای ۱۸۴۷ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان بانوی رنگی PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، انتقامی
خلاصه رمان:
شایلی احتشام، جاسوس سازمانی مستقلِ که ماموریت داره خودش و به دوقلوهای شمس نزدیک کنه. اون سال ها به همراه برادرش برای این ماموریت زحمت کشیده ولی درست زمانی که دستور نزدیک شدنش، و شروع فاز دوم مأموریتش صادر میشه، جسد برادرش و کنار رودخونه فشم پیدا میکنن. حالا اون جدا از کار و دستور، یه انگیزه شخصی هم داره، انتقام از دو برادر شمس، قاتلای عزیز تر از جونش; من شایلیام; جاسوسی که عاشق رئیس مافیا شدم. مردی که قرار بود زمینش بزنم و مردنش و تماشا کنم. نزدیکش شدم تا ذرهذره به زندگیش نفوذ کنم و قطرهقطره خونشو بمکم اما;
قسمتی از داستان بانوی رنگی :
دستم و بردم بالا تا کلید و بگیرم اما همزمان دستش و کشید عقب; کلافه نگاهش کردم: دست بردار آقای شمس. پر تهدید گفت: اولین باره دارم صفر تا صد خونه و میسپرم دست کسی پشیمونم نکنی. برای لحظهای چشم تو چشم هم شدیم. تهدید؟ خط و نشون کشیدن؟ نمیدونم شاید هم جذب شدن
گیج کننده بود، زیادی گیج کننده بود. با صدای صاف کردن گلوی متین به خودم اومدم دستم و کشیدم عقب و دست به کمر شدم یه نگاه به متین انداختم که دست به سینه به این تکیه داده بود و یه تای ابروش بالا رفته بودو نگاه معنا دارش بین ما میچرخید. خودمو به اون راه زدم و با طلبکاری گفتم:
-شما خیلی ساکتی من ناراحتم بیا شما هم خط و نشونات و بکش یه وقت نمونه روی دلت. هاکان هم که به خودش اومده بود، لبخند کجی زد: خیلی خب بیا بنظرم فهمیدی چخبره. کلیداش و چنگ زدم چشم غره ای بهش رفتم و پا تند کردم سمت در. تو این چند ساعت که با گروه اینجا بودیم هم من و
خل کردن هم گروه بدبختم و. مثل دوتا پیرزن وسواسی غر زدن. من موندم خونه مال هاکانه، متین چی میگه این وسط؟ یه دقیقه نمیشه یکیشون و تنها گیر انداخت من که همه گروه و فرستاده بودم و قرار بود پیاده برگردم تو حیاط ازشون خداحافظی کردمو شروع به قدم زدن از پیاده رو پراز درخت کردم ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
