فایل کامل رمان هذیون PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان هذیون PDF دارای ۱۲۹۰ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان هذیون PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

آرنجم رو به زمین تکیه دادم و به سختی نیمخیز شدم تا بتونم بشینم. یقه‌ام رو تو مشتم گرفتم و در حالی که نفس نفس می‌زدم؛ سرم به دیوار تکیه دادم ساق دستم درد می‌کرد و رد ناخون، قرمز و خط خطی‌اش کرده بود و با هر حرکتی که به دستم می‌دادم چنان دردی تو مچم می‌پیچید که ناخود آگاه ریتم نفس‌هام تند می‌شد اما با این همه دردش در برابر درد قلب زخمی‌ام هیچ چیز نبود. بوی غذای سوخته خونه رو پر کرده بود و تلفن خونه بی‌وقفه زنگ می‌خورد ولی مغزم خالی‌تر از اونی بود که بتونه دست و پام رو راهنمایی کنه چیکار باید بکنند ..‌.

قسمتی از داستان هذیون :

-پناه- تنم رو خم کردم تا ساعت ماشین رو ببینم و کلافه به پرنیان گفتم: پر به روح اقا گذاشته بودی با دوچرخه بیایم نیم ساعت پیش رسیده بودیم. بدون اینکه نگاهم کنه گفت: حواسم رو پرت نکن کوچولو. دوباره روی صندلی‌ام دست به سینه صاف نشستم و غر زدم به جونش: حواس چی اخه؟

باسرعت بیست تا تو خیابون به این پهنی روندن اصلا حواس می‌خواد اخه؟ چشم بسته هم می‌تونی با این سرعت برونی. تشر زد بهم که ساکت شم اما باز هم ادامه دادم و گفتم: گاری نمی‌رونی که، یک ماشین دنده اتومات زیر پاته به جای اینکه جو بگیردت گاز بدی بدتر یک جوری داری میری که اگه با این

گربه‌های ولگرد مسابقه بدیم با احتساب سر زدنشون به سطل آشغال‌ها، اون ها برنده میشند. پشت چراغ قرمز ماشین رو نگه داشت و بدون اینکه فرمون رو که با هر دو دستش گرفته بودش ول کنه؛ بالاخره چرخید سمتم و گفت: پناه اینکه سالم برسیم مهمتره یا اینکه زودتر برسیم؟ – قطعا زودتر برسیم من

حاضرم یک جوری برونی که با دوبار برم تو شیشه ولی مردم رو تو خیابون نکارم علف زیر پاشون سبز شه. تو حاضری خیلی کارها بکنی که من باهاشون موافقم نیستم و نمی‌ذارم انجام شون بدی بعدش هم تو چرا جلز و ولز می‌کنی؟ خوبه داریم میریم سرقرار من‌ها! -برای اینکه تو زیادی ریلکسی الان ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.