فایل کامل رمان هیچوقت دروغ نگو PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان هیچوقت دروغ نگو PDF دارای ۳۳۱ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان هیچوقت دروغ نگو PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، جنایی، معمایی، روانشناسی، هیجانی
خلاصه رمان:
زن و شوهری به نام پاتریشیا و ایتن که در ششمین ماه ازدواج خود هستند بهدنبال خانهی رؤیاهای خود و به پیشنهاد مشاور املاکشان، راهی جاده شدهاند. در جاده برف سنگنی میبارد و سیگنال مکانیاب آنها از کار افتاده است. تریشیا اصرار دارد برگردند و قید بازدید از خانه را بزنند، اما ایتن تا کارش را به انجام نرساند، دستبردار نیست. بالاخره خانه را پیدا میکنند، یکی از چراغهای آن بهطرز مشکوکی روشن است، اما کسی در خانه نیست و هیچ ماشینی در اطراف خانه دیده نمیشود. تریشیا با دیدن خانه حس بدی پیدا میکند. او احساس میکند که اتفاق وحشتناکی در این خانه رخ داده است...
قسمتی از داستان هیچوقت دروغ نگو :
حدوداً چهل دقیقه ای میشود که مشغول گوش کردن به نوار هستم و تازه همین الان متوجه میشوم که مدت زیادی است که اینجا هستم. حمام کردن های ایتن هم مانند من زیاد طول میکشد، ولی حتى او هم حتماً تا الان حمام کرده و لباس پوشیده است. هر لحظه ممکن است به طبقه پایین بیاید و
دنبال من بگردد. گذر زمان از دستم در رفت. چیزی در صدای دکتر ادرین هیل هست که همزمان هم هیپنوتیزم کننده است و هم قدرتمند درست همان طور که به بیمار جوانش در کتاب آناتومی وحشت مشاوره میداد همان. بیماری که نامزد و دوستانش به دست یک روانی در کلبه ای در جنگل به قتل رسیدند.
وقتی گفت حالت بهتر میشود صدایش طوری بود که انگار خود خدا این را گفته است. تعجبی ندارد که تا این حد روان پزشک محترمی بود. تعجبی ندارد که این همه آدم که با تروماهای شدید دست و پنجه نرم میکردند برای کمک گرفتن پیش او میآمدند. صدای قدمهای روی راه پله ها بلندتر میشود.
سریع نوار را از دستگاه بیرون میآورم و داخل قابش میگذارم. درست چند لحظه پیش از آنکه ایتن سرش را توی اتاق بیاورد، نوار را داخل یکی از کشوهای میز میگذارم «اینجایی!» به زور لبخندی میزنم «اینجام» پیش از آنکه بفهمد داشتم چه کار میکردم با عجله از اتاق کار بیرون میآیم ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
