فایل کامل رمان چیچک PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان چیچک PDF دارای ۲۲۷ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان چیچک PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، ازدواج اجباری

خلاصه رمان:

چیچک دختر درس خونی که بخاطر درسش می‌خواد بره فرانسه ادامه تحصیل بده، خانوادش شرط می‌زارن که اگه با پسری که اونا در نظر گرفته اند ازدواج کنه می‌تونه با اون بره فرانسه و اما اونو مجبور به ازدواج با پسری نادرست می‌کنن، ازدواج اجباری، زندگی سخت چیچک، که دختری ساده و پاک هست و با پسری که غرق کثافت شده هست، ازدواج می‌کنه، سرنوشتی مبهم که گاهی شیرین گاهی تلخ با پایان خوش!

قسمتی از داستان چیچک :

(چیچک) رفتم بیرون، سوار ماشین مامی جون شدم، فلشم رو با فلش مامان عوض کردم و ضبط رو روشن کردم و پیش به سوی یه روز خوب. ترافیک اعصابم رو خراب کرده بود با بوق ماشینی برگشتم سمتش که سیاوش رو دیدم بدون اینکه بهش سلام بدم برگشتم و به جلوم خیره شدم مثل لاک پشت

جلو می‌رفتم دلم می‌خواست برم پیش رامین (روانشناس) خیلی وقته ازش خبری ندارم مسیرم رو تغییر دادم و پیش به سوی مطب دکی‌جون. سیاوش دنبالم میومد اما بهش توجهی نکردم رسیدم بازم منشی پر آرایشش رو دیدم، منو خوب می‌ شناخت برای همین گفت: سلام ده دقیقه صبر کنین آقای دکتر

بیمار دارن بعدش برین داخل. فقط سرم رو تکون دادم و روی صندلی نشستم، بعد ده دقیقه بیمارش اومد بیرون یه دختر که آرایش کرده بود و معلوم بود تو مطب گریه کرده و باعث شده آرایشش پخش بشه، بلند شدم رفتم تو رامین سرش رو روی میز گذاشته بود. -سلام‌. با صدام سرش رو بلند کرد و

گفت: سلام وروجک کم پیدایی؟ -سرم حسابی شلوغ بود وقت داری حرف بزنیم؟ -تو مطب نه آخرین بیمارم بود بریم بیرون. -مثل دخترای لوس گفتم: اوا آقای دکتر شما همه بیمار هاتون رو به بیرون دعوت می‌کنین؟ -اگه مثل تو یه دختر خوشگل باشه بله چرا که نه! خندیدم اونم بلند شد کتش رو برداشت ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.