فایل کامل رمان سایه بان آرامش PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان سایه بان آرامش PDF دارای ۱۰۱۹ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان سایه بان آرامش PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، خانوادگی، معمایی
خلاصه رمان:
زمانی بود که خیال میکردم به قدر کافی قوی و شجاع هستم که به جنگ با سرنوشتم برم و تقدیرم رو خودم رقم بزنم. بعنوان یه دختر نوجوون انتخابهایی کردم که تا سالها روی زندگیم تاثیر گذاشت. خانوادهم رو رها کردم، شروع کردم به مستقلشدن و روی خودم تمرکز کردن. اولین قدم بزرگ زندگیم راهاندازی یه کسبکار نسبتا بزرگ با مردی بود که شناخته شده محسوب میشد؛ پولدار، جذاب، سرد، باهوش و بلندپرواز.. از اون مردهای بد تو قصهها که همه دخترهای خوب عاشقش میشدند ; با این تفاوت که من دختر ;
قسمتی از داستان سایه بان آرامش :
از حامد خواستم سرپرستی بچه ها را بعهده بگیرد چون فکری که در سرم میلولید اجازه نمیداد درست کار کنم آنقدر درگیر ایده ای که به ذهنم آمده بود شدم که نمیتوانستم یکجا آرام بنشینم. بعد از دیدار با انوری و شنیدن حرفهای والا، یک ساعتی همینطور برای خودم چرخیدم و اینجا بود که بنگ!
آن فکر جرقه زد. برای یک ساعت دیگر هم مثل جانیها که در شرف برنامه ریزی قتل بعدی هستند همین طور چرخیدم و چرخیدم تا این که بالاخره قدم اول را برداشتم خودم را به نزدیکترین بازار گوشی رساندم و گوشیای که در ذهنم مانده بود را خریدم، همان مدل، همان رنگ و بدون قاب، چون آن
سری این طور در دستش دیده بودم تا زمانی که مجبور بودم با فرهمند شام بخورم یعنی چهل و پنج دقیقهی دیگر، شش ساعتی وقت بود، بنابرین مطمئن شدم که شارژ باطری گوشی به ته برسد و اصلا و ابدا روشن نشود. استرس دارم و از بس به موها و صورتم دستم کشیدهام چرب شده اند ظاهر کثیفی
به من داده اند. جهنم! همین که حاضر شدم با کت و شلوار و روسری جلویش بنشینم از سرش هم زیادیست لباسهایم را در رختکن گذاشته ام تا زمان مناسب آنها را بپوشم قرار بود کار کنم و هر وقت آمد روپوش و پیشبندم را عوض کنم. فکر میکنم باید همین الان دست بجنانم. دست هایم میلرزد و ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
