فایل کامل رمان فرستاده PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان فرستاده PDF دارای ۸۹۸ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان فرستاده PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، پلیسی
خلاصه رمان:
باران دختر خیالبافیه که در یک خانواده متوسط زندگی میکنه. یه خواهر و برادر بزرگتر از خودش داره. برادرش خیلی غیرتیه. باران و خواهرش بیتا با هم به کلاس نقاشی میرن. باران فکر میکنه که رئیس اموزشگاه آقای فلاح از اون خوشش میاد و اونم همین طور. سعی میکنه سر بسته به خواهرش بگه. از یه طرف دیگه دوست اخموی بهنام پاش به خونه شون باز میشه و باران اون رو چندین بار در حال سرک کشیدن به زیر زمین خونه و … دیده و به اون مشکوک میشه. تا اینکه مشخص میشه که ;
قسمتی از داستان فرستاده :
در خونه رو بستم و نگاهم و به کوچه دوختم. همین دو روز در هفته که از خونه میومدم بیرون مثل آزادی از زندان بود! تخته شاسیم و محکم تو دستم فشار دادم. یه ذوق عجیبی داشتم. انگار هر دفعه که میرفتم کلاس این ذوق کم نمیشد. تازه شدتم میگرفت بیتا از دیروز که اومده بود خونه مشکوک
به نظر میرسید. یه جورایی توی حال و هوای خودش بود. حرف نمیزد. فقط به یه گوشه خیره میشد و بعضی وقتا یه لبخند ملیح میزد. ولی اکثرا با جدیت خیره میشد یه گوشه. کم کم داشتم نگرانش میشدم. دختره پاک خُل شده بود! مامان از من که ناامید شده بود ولی حسابی رو بیتا حساب میکرد.
با این وجود و رفتارای این دختره فاتحهی امید مامان رو هم خوندیم! سرم پایین بود و از روی چاله چوله های خیابون که پر از آب بود میپریدم. آخه تا یه ساعت پیش داشت بارون میومد. هوا حسابی معرکه شده بود. حالا بماند که چقدر حال و روز تک نفرمون تو این هوا به چشم میومد ولی بااین وجود
بارونو دوست داشتم. سرمو بالا گرفتم تا به آسمون نگاه کنم. آسمون صاف شده بود. کاش دوباره بارون بیاد البته الان نه! وقتی از کلاس برگشتم بیاد! ناسلامتی کلی به سر و وضعم رسیده بودم. دوست نداشتم وقتی رسیدم کلاس بوی نا بدم! ولی اگه برگشت بارون بیاد. آخ چه شود! دستامو بیاراده بهم کوبیدم ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
