فایل کامل رمان عشق سیاه PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان عشق سیاه PDF دارای ۵۳۵ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان عشق سیاه PDF :

ژانر رمان : طنز، تراژدی، غمگین، پلیسی، معمایی

خلاصه رمان:

من سوزانم، تو آمدی قلبم را مال خودت کردی و بد سوزاندیم .. و من می‌آیم به زودی زود.. قلبت را از ریشه می‌کنم و تو نمی‌دانی من دیگر دختر ساده و ابله اون روز ها نیستم.. عوض شده ام.. و تو باعثش شدی ;

قسمتی از داستان عشق سیاه :

بالاخره بعد ساعت‌‌ها خستگی رسیدم در را باز کردند و از پله ها پایین رفتم و پوزخندی بی اراده‌ای زدم. آن دختری که چند سال پیش از این کشور رفت در گوشه اتاقش مُرد و دختری دیگر متولد شد دختری که دیگر رحمی در خود ندارد و مملو است از خشم و نفرت و انزجار از خانواده خودش. منتظر

بودم تا چمدانم به دستم برسد و بی حوصله به اطرافم نگاه می‌کردم، ایران خیلی تغییر کرده است هم نوع پوشش و هم انسان هایش. بعد از پیدا کردن چمدانم به سمت در خروجی فرودگاه رفتم، سامان را دیدم که با لبخند به سمتم می‌آمد او دو ماه زودتر از من به ایران آمد تا بعضی کارها را سروسامان بدهد.

کمی ته ریش درآورده بود که به صورت کشیده اش می‌آمد. با خوشحالی روبه رویم ایستاد و همانطور که دستم را در دست می‌فشرد گفت: سلام خوبی؟ خسته راه نباشی. لبخند کمرنگی روی لب نشاندم و سرم را خشک تکان دادم، لبخند ذوق زده‌ای روی لبش آمد، هرچقدر که او گرم و صمیمی برخورد می‌کرد

دو برابر آن من سرد و رسمی رفتار می‌کردم و این اصلا تقصیر من نبود بلکه تقصیر آن سه نفر بود سه نفری که مثلثی تشکیل دادند. زندگی ام به آن مثلث بسته بود اما همیشه زندگی به مرگ می‌انجامد. با شنیدن تعارف سامان از فکر بیرون آمدم: چمدونو بده من میارمش. اخمی روی پیشانی نشاندم ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.