فایل کامل رمان معجزه دستانت PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان معجزه دستانت PDF دارای ۵۴۳ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان معجزه دستانت PDF :
ژانر رمان : عاشقانه
خلاصه رمان:
با صدای فریاد بلندی که توی محیط بیمارستان پیچید سیخ سر جام ایستادم! از کجا میومد این سر و صدا؟ بچه هام متوجه شده بودن که با تعجب به همدیگه نگاه میکردن. ناگهان همه با سرعت به طرف صدا حرکت کردیم! با دیدن یه مرد قد بلند که جز آشفتگی و نگرانی هیچ چیزی از چهرش معلوم نبود کمی تعجب کردم، ولی سریع به خودم اومدم! از این نوع افراد زیاد دیده بودم! جنون وار فریاد میزد و پرستار ها به زور گرفته بودنش ;
قسمتی از داستان معجزه دستانت :
مرد چشمان نفوذ ناپذیرش را به ارسلان که حالا رفیق چندین ساله اش شده بود داد و گفت: همینجور که فکر میکنم هست اصلا نمیخواد گذشتش رو به یاد بیاره و ما باید دنبال دلیل باشیم، این میتونه هم خوب باشه و هم بد، خوب برای تو و بد برای خودش. این موضوع ممکنه توی روحیش تاثیر خیلی
زیادی بذاره و از کجا معلوم که تا الان نگذاشته باشه. یه موضوع دیگه هم هست که باید از همین الان بهت بگم اصلا.. تاکید میکنم اصلا توی ذوقش نزن. اگر میخوای دلش رو به دست بیاری باهاش همراهی کن، پا به پاش ذوق کن و بهش عشق بده این یه رازه برای به دست آوردن دلش مواظب باش
که بالهای پروازش رو نشکنی. به جاش اینقدر مرهم باش تا جای زخمهاش رو بهت نشون بده اون موقعست که باید خودت رو نشون بدی جوری جای اون زخمها رو محو کنی که عاشقت بشه. حرفش را زد و با چند ضربه به شانه ارسلان از کنارش گذشت. ارسلان با افکاری درهم به داخل رفت و همان
لحظه بود که آن مرد را قهوه به دست دید نفرت عمیقش از او چیزی نبود که قابل پنهان کردن باشد حقیقتا اگر موقعیتش بود او را میکشت. اویی که نصف بدبختیها از گورش بلند میشد. -این نفرت تو چشمات چی میگه پسر؟ -مگه دلیلی که الان توی خونه من با خیال راحت داری قهوه میخوری چیه؟
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
