فایل کامل رمان شاهزاده ترک PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان شاهزاده ترک PDF دارای ۴۸۸۲ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان شاهزاده ترک PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، معمایی، خشن

خلاصه رمان:

هاکان بیگ مردی قدرتمند و سرد که از بیماری دو قطبی رنج می‌بره و اتش کینه و انتقام زندگیش رو سیاه کرده، در سفری به ایران عاشق و دلباخته دخترک دبیرستانی و زیبا میشه که سال از خودش کوچیک تره و زمانی که دختر کوچولوی دلبر دست رد به سینه اش می‌زنه، برای داشتنش راه آخرو با سختی انتخاب می‌کنه ;

قسمتی از داستان شاهزاده ترک :

هاکان لبش را تر کرد و گفت: امکانش هست اسم بانوهای جوان رو بدونم؟ رها نیشش باز شد و گفت: بله من رها کیانی هستم و اینم دوست صمیمیم آیلین تهرانی خونه امون پیش همه واسه همون همش با همیم. می‌دونید خیلی صمیمی ایم تو یک کلاس هم هستیم; دوتامون کلاس یازدهمیم.. به مع ;

با خوردن آرنج آیلین در پهلویش ساکت شد و فهمید زیاده روی کرده. آیلین آرام گفت: ببخشید; این دوست من یکم زود خودمونی میشه. رها خواست حرف بزند که آیلین محکم پایش را روی کفش او کوبید و ساکتش کرد. هاکان متوجه حرکات ایلین شد و خنده اش گرفت. دختر کوچولوی بامزه

ناخواسته عجیب دلبری می‌کرد. پس اسمش آیلین بود. آیلین .. آیلین.. آیلین چه اسم زیبایی! با صدای رها به خودش آمد: وای لباسام. هاکان و ایلین نگاهشان را به مانتوی رها دوختند که کمی از معجون‌ها رویش ریخته بود رها با چندش بلند شد و گفت: اه افتضاح شد. رو به هاکان گفت: آقای بیگ سرویس

بهداشتی کجاس؟ هاکان در حالیکه برق خوشحالی و مرموزی در چشمانش میدرخشید گفت: طبقه پایین. راهروی شماره . رها ممنون گفت و با گفتن الان میام از پله ها رفت پایین. هاکان از خوشحالی در پوست خودش نمی گنجید. فرصت خوبی به دست آورده بود. اما تمامی احساساتش در باطن بود ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.