فایل کامل رمان فردا به وقت تو PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان فردا به وقت تو PDF دارای ۷۱۵۹ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان فردا به وقت تو PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

با آشنایی اتفاقی آسمان پارسیان، دخترِ خانواده‌ای سرشناس با برنده‌ی ناشناسِ یک مسابقه‌ رالی غیرقانونی گذشته‌ای پرماجرا روی لحظه به لحظه‌ی زمان حال سایه می‌اندازد! پیوست: رمان در دو زمان روایت خواهد شد. زمانِ حال با راوی سوم شخص و گذشته از دیدِ شخصِ اول خاطرات، یعنی دختری به اسمِ نورا که با آسمان هم بی نسبت نیست! یک شب قبل از عروسی حسام پارسیان معشوقه‌اش به جای همسرش مورد تعرض سه ناشناس قرار می‌گیره، معشوقه‌ای که با عروس فرداشب بی نسبت نیست!

قسمتی از داستان فردا به وقت تو :

مثل آن روز که او آمد باران می‌بارید. مثل آن روز که او گفت رفتنی است، سرگردان بودم; هر گوشه‌ خیابان که چشم می‌ چرخاندم برایم ناآشنا بود. گویی که من موجود ناشناخته ای بودم در دل قلعه ای متروکه; انگار کنار تمام چراغ قرمزهای شهر او با نگاهی ملتمس ایستاده بود و به من دستور ایست می‌داد;

از نورای شانزده ساله ای که دیروز زیر دست و پای آن گرگ های انسان نما کشته شد، دریده شد، خجالت می‌کشیدم! دیگر اگر صاعقه می‌زد و همان جا خشکم می‌کرد اعتراضی نداشتم به قول فاطمه نرسیدن نحس است و من به شدت طالب آن بودم نحسی نرسیدن را از وجود خودم پاک کنم. من فرشته

قصه نبودم عشق مرا سیاه کرد عشق مرا کشت! بروید به شاعری که سرود هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق خبر دهید که من از این عشق مردم. بازویم در دستی اسیر شد یک صدای کشدار و خشن اما زنانه! -خوبی خانم؟ برگشتم و به چهره‌ شکسته و چشمان گود افتاده‌اش در آن کلاه رنگ و رو

رفته خیره شدم.‌ دستش را چندبار مقابل صورتم تکان داد: گیجی؟ غریبی؟ مامور پامور که بهت نمی‌خوره باشی! ده باره داری از اینجا رد میشی اینجا دفتر کار منه ملتفتی که؟ غش غش خندیدو دندان‌های یک درمیان زرد و سیاهش نمایان شد ساعت مچی ظریف نقره ای که در جیب اورکت مردانه تنش چپاند‌‌ ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.