فایل کامل رمان بادکنک قرمز PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان بادکنک قرمز PDF دارای ۳۰۳ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان بادکنک قرمز PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

اِما دختر مو قرمزه داستانه که سرگرم پرداخت بدهی های پدربزگشه و با شروع به کارکردنش تو یه کافه وسط پارک کم کم با مرد بادکنک فروش مرموزی روبرو میشه که نقاب به صورت داره و کسی تا به حال صورتشو ندیده مردی که شایعه شده که دیوونه ست و کمتر کسی بهش نزدیک میشه و داستان اما و بادکنک فروش مرموز از جایی شروع میشه که اِما به طور اتفاقی با رفتار های عجیب بادکنک فروش مواجه میشه و هربار به طرز عجیبی یه بادکنک قرمز به دستش می‌رسه ;

قسمتی از داستان بادکنک قرمز :

کم کم داشت اطرافمان خلوت میشد و بیشتر خانواده ها به داخل کافه رفته بودند و دیگر به نیمه‌ی شب نزدیک بودیم. نفسی عمیق کشیدم بینی ام از سرما قرمز شده بود و دستانم از سرما داشتند یخ می‌زدند حالا که از حرکت ایستاده بودیم بیشتر سردم بود دستانم را جلوی دهنم گرفته و در دستانم ها

کردم بلکه کمی گرم شوند و یا حداقل از سرما یخ نزنند. با برخورد دست پسر به بازویم نگاه سوالی ام را به او دوختم نگاهم سر خورد و افتاد روی جعبه کوچک در دستانش که سمت من گرفته بود متعجب گفتم: برای منه؟ سر تکان داد که گیج گفتم: ما که همو نمی‌شناسیم حتی تا حالا همو ندیدیم!

بیخیال گفت: یادت رفته که بابانوئل ها هدیه میدن؟; دست رد نزن بهم. اگر قبولش نمی‌کردم بی احترامی میشد پس ابرو بالا انداختم و گفتم: حالا که میگی باشه جعبه را از او گرفتم درش را باز کرده که در داخل آن یک جفت دستکش بافتنی سفید و قرمز بود.‌لبخندی زدم و گفتم: واقعا ممنونم. لبخندی زد.

کمی دیگر بازرسیشان کردم زیبا بودند با تردید دست در جیب کتم برده و جعبه ای که برای ادوارد آماده کرده بودم را بیرون آوردم. من شب هایی که در یاد کله‌ی سفید رنگش نخوابیدم خلاقیت به خرج دادم و برای شب کریسمس به امید اینکه پیدایش شود جوراب های سفیدی همرنگ موهای سرش بافتم ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.