فایل کامل رمان هزار و سیصد و سکوت PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان هزار و سیصد و سکوت PDF دارای ۱۲۲۸ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان هزار و سیصد و سکوت PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

گرچه مغزم مسلسل وار دستور گریز صادر می‌کرد؛ اما دستم، جانِ بستنِ پنجره را نداشت. پنجره ای که ناجوانمردانه، در پس هوای یخ زده اش، رایحه‌ لطیف عطر او را، مهمان اتاق کرده بود. نمی‌دانستم کدام از خدا بی خبری، به سلیقه‌ شیرین خاطرات من، دستبرد زده و دارد آن سوی پنجره، بوی سال های گذشته را بر سر دلِ دلتنگ من می‌کوبد ;

قسمتی از داستان هزار و سیصد و سکوت :

هنوز شال را روی موهایم مرتب نکرده بودم که زنگ در به صدا در آمد و همزمان غر غر بلند مامان: خزان بدو اومدن، چقدر گفتم یه کم زودتر برو حاضر شو. موبایلم را داخل جیب تونیکم انداختم و از اتاقم سمت راه پله دویدم: اومدم اومدم. سراسیمه از پله ها پایین رفتم و

نفس زنان خود را بین مامان و جاوید جا دادم. بابا جلوتر از همه‌ی ما مشتاقانه دستگیره را چرخاند و در را به روی مهمانانش باز کرد. نگاهم مات ماند و دست و پایم یخ زد، پشت سر مرد درشت هیکل و اتو کشیده‌ای که دست در گردن بابا انداخت و همسر سانیمانتالش،

مرد جوانی با لبخند ایستاده بود که مغزم مدام هشدار می‌داد او نباید اینجا باشد! بنظر نمی‌رسید او از دیدنم غافلگیر شده باشد، این وسط من فقط در شوک بودم یک جا که نه همه جای کار می‌لنگید، او پشت در خانه‌ی ما به همراه دوست صمیمی پدرم با آن لبخند احمقانه

چکار می‌کرد؟ سرو صدای احوالپرسی‌ها در پس پرده‌ی ابهام به گوشم می‌رسید، انگار در مغزم انفجاری رخ داده و اتاق فرمان مغزم خالی از سکنه شده بود. هیچ چیز را درست نمی‌شنیدم و درست نمی‌دیدم. در نظرم فقط تصویر او واضح بود آن قدر واضح که چشمم را می‌زد ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.