فایل کامل رمان سرگیجه PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان سرگیجه PDF دارای ۱۳۳ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان سرگیجه PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

مامون عباسی دستور میده مجنون رو ببرن پیشش; مامون از مجنون می‌پرسه که لیلی که انقدر زشته و اصلا چهره ‌ی زیبایی نداره پس تو عاشق چی این لیلی هستی که ازش دست نمی‌کشی; مجنون میگه اگه در دیده‌ مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی اینبار جامون عوض شده بود من لیلی بودم که مجنون شده و جز خوبی چیزی نمی بینه. تو بتی بودی که  مثل لات و عزی که پیامبری از سمت خدا تو رو در هم شکست برای بازشدن پیله های دور من و پروانه شدنم و پرواز کردنم. به راستی در انتهای این درد جان فرسا خداست ;

قسمتی از داستان سرگیجه :

راننده اول می‌رفت سراغ رزا بعد میومد دنبال من; به محض نشستنم تو ماشین رزا با جیغ گفت: بگو ببینم; وای شاران باورم نمیشه استاد خانکی دوست قدیمی داداشاته ; واو چه خفنه خدایی. -یه دقیقه کمتر جیغ بزن تا برات تعریف کنم. تا برسیم مدرسه همه چیز و

برای رزا تعریف کردم; چند ماهی همینجوری گذشت.. صبح ها مدرسه و عصرها کلاس کنکور; رفتار سهراب دوستانه شده بود; هر وقت منو می‌دید از حال خودم و خانوادم و پسرا می‌پرسید.. همه چیز یه روتین خیلی عادی شده بود; سهراب کاملا مرموز و تو دار بود و به

قول کیان اتفاق زندگیشون رو فقط دور و ور مجرد و متاهلی بچه ها تعریف کرده و احساس می‌کنه سهراب تو گفتن ریز زندگیش صادق نیست. جواب بابا هم بهش این بود هرکس راز زندگی خودشو داره و دوست نداره رازهایی که بازگو کردنش برای خودش عذابه رو

برای غیر بگه ولی ای کاش کیان و کیارش به حرف بابا گوش نمی‌کردن; کاش وارد رازهای دیگران می‌شدن; کاش میشد آدم ها آینده رو ببینن تا بتونن وارد مسیری نشن که رازهای تاریکی سرتاسر اون رو پوشانده; اونم طوری که نمیشه ابرهای سفید رو تو آسمون آبیش دید ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.